|
دائو دائو نگرانی ترجمه : هومن عزیزی
صبح مادر از صدای پرنده کوچک زیر شکمش بیدار شد ( تابلو ها از فرمان سکوت پیروی می کنند ) پرنده کوچک سرش را از زیر شکم بیرون می آورد صدایش پیچان در باد هوهوی باد در شاخه درختان و آواز پرنده کوچک سرش مغاری کوچک منقارش دل روشنایی دل تاریک روشنایی از شاخه فرو می آید دنبال شفیره ها
: تخم نگرانی را با هم در جهان می کاریم
می خواند صدایش کودکانه دانه ای به منقار می گیرد بی پروا ( در دانه گرسنگی جاویدان پنهان است ) در چهره پرنده کوچک شانزده ساله ترسی شانزده ساله ست در سیاهی چشمش – دوربین سر و ته – شکارچیان بی رحم شلیک می کنند رو به دوندگان دانشجویانی که بر کوله بارشان نوشته اند : تنهایی ابدی مادر به سینه می کوبد دنبال همسرش پنهان در صندوق نگاهی ترسناک در چهره ای مسخ شده سالی مثل هر سال میان شاخه ها غرق فکر ...
افراشتن دستها بی شمار باریدن برف جاده برفی رد پای چکمه ها بر یخ با رنگهای سیاه پرهیب سربازان از دور بر پس زمینه برف که راه می روند بر زمین متعفن از جنازه های گندیده
پوسته نازک گردو در مزرعه ذرت شعله ای در درونم گرمای نوازشگر این صبح را می نوشم این صبح بلند می شوم
دائو دائو از شاعران معصر و مشهور چین است . او از سردمداران نسل تازه و شعر مدرن چین است . آثار او به بسیاری از زبانهای غربی ترجمه شده است .او در هلند زندگی می کند .
|