![]() |
|||||
|
|||||
|
شعر معاصر جهان برگردان : احمد مؤمني-سینا Renaldo Valinho Alvarez :برزيل رونالدو والینو الوارز
متولد 1931 شهر ريو است .امروز او بزرگترين شاعر برزيل شناخته مي شود- با جايزه ارزنده ي fernando chinaglia سال 1977 انجمن نويسندگان برزيل.
در رگان من مي كوبد اين شهر اين ميدان وُ اين خيابانكه مسمومم مي كنند
احشاء مندر ترمزخودروها به خيابانهاي متقاطع منفجر از زوزه است منفجر از جيغي كه هوا را و ششها را آكنده ازسمّ مي كند مثل پاره هاي سرطان متحرك درتن در خون من مي تپد اين شهر
مدفوع و زباله و فاضلاب هاي زير زميني كه مايع حيات مرا ترشح مي كنند
در پيچاپيچ درون ، مثل خرچنگ كه لاك خودش را پرمي كند پرم مي كند از خودش ، شهر
دَوَران رقصي ، كه علائم هلاك خودش را دارد در سمت دفن تن در سم
اينجا ، همانجايي است كه بار تنهائي و پريشانيم را بر سنگفرش خيابان هاي مشجرجا مي گذارم و بر سواحلي كه تيغه ي آفتاب را مي لرزانَد
من نمك سواحل جنوبي را وقتي كه شهر ، در اندوه ديوانگي ي خودش مي بندد مي مزمزم
من اين شهر را در جيب هاي خودم مي برم خودي با گوشهاي پر خراش ، پر از انفجار و در بخار نفس هايم ، پس مي دهم اين هرم داغ را
من در اين آفتاب مي سوزم مي سوزاندم آفتاب تا هر كجا كه دلش بخواهد بسوزاندم مي سوزم در گند ريو رود تتمه كه از غسل تعميد منپاك مي شود
|
|||||
|
|
|||||