خانه پدیدآورندگان شعر ایران شعر جهان مقالات language داستان کتاب الکترونیکی فیلم و صدا ویژه نامه ها

Independent poetry                                نخستین سایت تخصصی شعر ایران                                         www.maniha.com
5 بهمن 1383  

سوناتِ آندلس

قاسم آهنين جان 

با احترام تمام

براي عزيز و گرامي ام

كيانوش كريميان

كيانوش عزيز، اين شعر را ناله هاي تنهايي در پنهاني بدان. كس چه مي داند، شايد من اصلا سوگوار دل خويشم!

 

 

افسانه ي روز

خلعت باد است

* * *

ساز آندلس

گرد مرگ مي فشاند

و شاعر

برق دشنه اي ست

در مهتابيِ «كوردِبا»

* * *

شكسته گام مي راند سوار

لوح گور

در قفاي كمندش

و شاعر طره ي مشكين

به «غرناطه» مي شويد

* * *

اشباح كمان مي بندند

بر دهانه ي رود

* * *

شاعر گام مي زند

بر سينه هاي تهي

* * *

بوي كُندُر

عطر عود و شعله

و جمجمه اي كه مي تركد به آتش

* * *

در خود مي پيچد رود

از سري شيدا

كه موجش مي برد از هر سوي

و آه! سد صخره

و انتظار جاويد و رَشبارِ خون بر چهره ها

* * *

غرفه ي چشم سيمرغ

آشيان پرواز پيكان

و نفير باد

شقه مي كند

پلك را

بر كُنده ي الماس

* * *

تو مي گريزي

و ناگزير مي گريزي تو

اگر بداني

كدام تنوره

بخارت مي كند

بر درختان مهتاب

بر كشتي شكسته لنگر

در چشم غريبان

در مرده-چشمِ پير-مادران

نيم سوخته – خاكستر – آتش

و ارغواني فسرده در كف

كودكي را كه مرده سالها

و مي درخشدش هنوز

مهره ي چشمانش

به اعماق و مرجان ها

* * *

اي دل چه ماندت

جز برگي شكسته

شاخه اي شكسته در چنگ

آنگاه كه پر زدي

به يك تيغه

از دو مِهر توأمان

* * *

جهان!!

اي گوي لميده در پوزه ي غار

بنگر گريز گاوان را

با شاخ هاي شكسته

اگر تمناي تماشات هست هنوز

* * *

اي جهان!!!

من جوانم

         كودكم

               طفلم

تو ماهي

ماهِ در بند

و فرود عقاب صد پاره ات مي كند

* * *

رگباري از عقيق

بر بازوان اطلس

* * *

شه بال

بريده به زير تگرگ

* * *

رگ ها گُر مي كشند

به نسيان

در جزاي پرواز

* * *

پولاد خميده ي ماه

بر دندانه ي ستاره

كه مي سايد

        مي سايد

            مي سايد

خموش

* * *

صد غزال سياه به باران

سوسني گُنگ

به چانعلِ نقره

* * *

سوار بر شانه ي مرگ در فراز

كوه ها به ريزش

در واپسين شيهه

از حنجري خونين

* * *

شيهه اي منقطع

بر ستون

ستون هاي آوار

تا عَلَم هاي افراشته

بر برجِ آسمان

* * *

اسب بريده يال

سينه به رود مي كشد

تا كجا سر به آب دهد آواره

* * *

بارش نور و ابريشم

بر اين هِرم

و شاعر

به چله ي مرگ

نشانده زانو در بغل

* * *

او را كه دل مي داد

به نارنجستان

و مي خواست

ميان شميم صبحگاهان بميرد

اكنون چه در يادهاش مي تند

كه به رويايي كبود

بال مي گشايد

از سكوي زخم

و اوراق پريشان

ميراث طوفانند

در گنجه هاي بي پيكر

* * *

دسته ي ماديان زرين لگام

عماري اي ايستا

بر كجاوه اي بي حائل

* * *

كوبش هزار طبل

بر حمايل فريشتگان

* * *

فواره ي خون

بر جاده ي مه پوش

* * *

خنياگري مار

به خرابات پوك

* * *

افسانه روز

خلعت باد

افسانه شب

خواب لاله

        بر مهميز

و شاعر

برق دشنه اي در مهتابيِ «كوردِبا»

خوابش به بيداري

بيداريش به خواب

و هيچش نه بيش از اين.                 

 

ویلاگ مانیها درباره ی مانیها مواضع مانیها ارسال آثار تماس با مانیها جستجوی مولفان دریافت فونت معرفی کتاب پیوندها آرشیوها
Copyright ©2003-2004 All Rights Reserved for " maniha " The independent poetry' website