خانه پدیدآورندگان شعر ایران شعر جهان مقالات language داستان کتاب الکترونیکی فیلم و صدا ویژه نامه ها

Independent poetry                                نخستین سایت تخصصی شعر ایران                                         www.maniha.com
28 شهریور 1383  

نقد ادبي در آذربايجان

دكتر كمال طالب زاده

مترجم: سعيد احمدزاده اردبيلي

سعید احمدزاده

اخيرن در آذربايجان تلاشي جدي براي پاكسازي ي آن دسته از آثار هنري كه در دوران شوروي خلق شده اند به چشم مي خورد. به عنوان مثال، اصطلاح "ادبيات شوروي" تعبيري براي اهانت و توهين شده است. خوشبختانه ما مردم بسيار زيرك و معقولي در ادبيات و ديگر حوزه هاي فرهنگي داريم كه به تدريج چنين روندهايي را تصحيح مي كنند. ما چه طور مي توانيم فرهنگ آذربايجاني ي شوروي و آثار نويسندگان بزرگي همچون جعفر جبارلي ، صمد وورغون، حسين جاويد ، عبدالله شايق ، اوزه يير حاجي بي اف و... را حذف كنيم؟

نويسندگان يا پديد آورندگان آثار هنري هميشه كارهاي اصيلي خواهند آفريد ، چه خيل قطعنامه هاي حزب آنها را محدود بكند يا نه. آنها درباره ي مشكلات، زندگي و تاريخ مردم شان خواهند انديشيد، به همين دليل است كه نويسندگاني كه در طي ي دوران شوروي آثار اصيلي خلق نكردند ديگر به ياد آورده نمي شوند. اما آنهايي كه اصالت داشتند هميشه در تاريخ فرهنگ آذربايجاني باقي خواهند ماند، صرف نظر از اين كه در چه دوراني و تحت چه شرايطي زندگي كردند.

منظر نو

چندي پيش ، در روز بزرگداشت نويسنده ي مرحوم ميرزا ابراهيم اف، پيرامون نمايشنامه ي "حيات" او صحبت كرده و تحليلي از تصاوير ذهني و سير وقايع در نوشته اش ارائه دادم كه نسبتن با آن چه كه قبلن درباره اش بحث شده بود تفاوت داشت. نمايشنامه ي او درباره ي مبارزه ما بين تمايلات نو سوسياليستي و دنياي كهن _ پيشا سوسياليستي بود. شخصيت هايي كه نماينده ي "دنيايي كهن" بودند هميشه به عنوان شخصيت هايي منفي تعبير مىشدند.

ما قبلن اين روش را براي تجزيه و تحليل به كار مي گرفتيم . اما امروزه شروع به مطالعه و بررسي ي اين آثار از زاويه هاي جديد كرده و متوجه شده ايم كه نويسنده از طريق خلق قهرمان هاي "منفي" سعي در آشكار كردن واقعيت و به نقد كشيدن اركان مسلم سوسياليسم دارد. قهرمان اصلي ي ابراهيم اف ظاهرن شخصيت مثبتي دارد، او از سوسياليسم حمايت مي كند. وقتي شخصيت اش را به غايت تجزيه مي كنيم ، مي بينيم كه چه قدر وابسته و بي كس است. او هيچ وقت ديدگاه خودش را ندارد. نمي تواند براي خود تصميم بگيرد . هميشه از قطعنامه هاي حزب پيروي مي كند. او به خودي ي خود چيزي نيست. هر روز روزنامه ها را پيگيري مي كند تا در جريان آخرين قطعنامه هاي حزب قرار بگيرد. وقتي شوهرش پس از يك ماه دوري بر مي گردد، به او مي گويد: "زياد به من نزديك نشو، مردم همين اطراف اند". بنابراين ما شاهد يك نماينده واقعي ي جامعه ي سوسياليستي هستيم ، سرد و در حاشيه. اگر ابراهيم اف چنان نويسنده ي با استعدادي نبود هرگز نمي توانست يك زن شوروي را به آن شكل توصيف كند. قريحه ي او از مرگ نجاتش داد. ما قبلن هرگز قادر نبوديم بر اين چيزها تاكيد كنيم حتا اگر قادر به ديدن شان مي بوديم . دقيقن به همين دليل، استقلال تازه به دست آمده ي ما نعمت بسيار بزرگي است. ما مدت زمان درازي است كه در پي ي اين آزادي بوديم چرا كه با مشكلات عظيمي دست و پنجه نرم مي كرديم. اگر مستقل نمي شديم، تمام روشنفكران آذربايجان بايد به كل روسي مي شدند. فقط 12 دبيرستان در باكو مانده بود كه تركي ي آذري تدريس مي كردند. تلاش هايي در جهت حذف تمام واحدهاي آذربايجاني در دانشگاهها وجود داشت و نويسندگان از رو به تكامل گذاردن كتاب هاي درسي به زبان تركي ي آذربايجاني مايوس شده بودند.

من يك محقق ادبي ي واقعن ماركسيست بودم كه با اطمينان كامل به اين ايدئولوژي خدمت مي كردم. يك هفته پس از فاجعه ي ژانويه وقتي كه نظاميان شوروي به باكو حمله كردند (1990) ، با تنفري بي پايان در قلبم حزب كمونيست را ترك كردم. پيش از آن ، هميشه وفادار مانده بودم علارغم اين حقيقت كه مي ديدم كوتاهي هاي زيادي در ايدئولوژي ي ماركسيست _ لنينيست وجود داشت. به عنوان مثال، ما هميشه بايد ادبيات را از ديدگاه "طبقه و اصول حزب" نقد مي كرديم و به اين معنا بود كه ادبيات بايد در خدمت طبقه ي كارگر و عقايد لنين باشد . اما وقتي من اين ايدئولوژي را در مورد ادبيات آذربايجاني ي اوايل قرن بيستم به كار بردم، متوجه شدم كه كارآمد نيست.

جليل مم مد قلي زاده (سردبير نشريه ي متنفذ "ملا نصر الدين" در اوايل قرن 20) و علي بي حسين زاده هر دو به ملت خدمت كردند. اولي به عنوان "نويسنده ي مردم" و دومي به عنوان "نويسنده ي طبقه ي متوسط" شناخته شده بودند. "تئوري ي طبقه" كارآمد نبود ، نمي توانست عمومن در مورد تمام هنر و ادبيات به كار برده شود، ولي ما قبلن نمي توانستيم اين حقيقت را بپذيريم.

مثال ديگر شعري است كه توسط پدرم _ عبدالله شايق _ نوشته شده است: "ما همه آفريدگان يك آشيانه ايم / ما همه پرتو يك خورشيديم". پدرم كه اين سطرها را در 1950 نوشت، به خاطر جهاني بودن و خدمت به ايدئولوژي ي بورژووازي سرزنش شد اما عقايد او كه بيان گر دموكراسي و بشر دوستي بود تمام طبقات را يكسان تلقي مي كرد.

امروزه هيچ راهنمايي نيست

در حال حاضر هيچ حزب يا قطعنامه ي دولتي در خصوص هنر و ادبيات وجود ندارد. زيبايي شناسي ي دموكراتيك قرن هاست كه توسعه يافته _ از زمان يونان باستان _ و امروزه هم هنوز پابرجاست . ما همچنين بر سنت هاي خودمان در زيبايي شناسي و انديشه ي انتقادي و ادبي تكيه كرده ايم . قبل از آن كه دولت بخواهد حتا در مورد آثار كلاسيك دخالت كند ناشرين ملزم بودند بخش هايي از آثار را كه با "واقعيت شوروي" مطابق نبودند از كليت آن جدا كنند. به عنوان مثال، "ديوان" هايي كلاسيك شامل بخش هايي مسلمي بودند به نام "مناجات" كه شاعر در آن قسمت خداوند را در خاتمه ي اثر مورد خطاب قرار مي داد و در بخش ديگري كه "قصيده" ناميده مي شد به ستايش حضرت محمد مي پرداخت. اين بخش ها از آثار نظامي، فضولي و ديگر شاعران كلاسيك حذف شده اند . علارغم اين حقيقت كه آنها چندين قرن پيش نوشته بودند.

وقتي من "خاطرات" پدرم را منتشر مي كردم، آنها بخشي را كه به جشن نوروز مي پرداخت (بهار ، 21 مارس) حذف كردند. من دادخواستي را تسليم حوزه ي ايدئولوژي در كميته ي مركزي ي حزب شوروي كردم و تنها اين جواب را گرفتم كه آذربايجاني ها فقط يك جشن دارند و آن انقلاب كبير اكتبر است . من هيچ چاره اي جز اين نداشتم كه كتاب را بدون آن بخش منتشر كنم. سال 1960 بود.

پدرم به عنوان يك نويسنده و بدون هيچ دليل خاصي متحمل فشار زيادي شد. مردم وقتي مي خواستند از او صحبت كنند واژه ي (ملك) را به كار مي بردند . هيچ نويسنده اي جشن بزرگداشت زادروزش را قبل از 40 سالگي برگزار نكرده است. (بزرگداشت ها معمولن از 60 – 50 سالگي آغاز مي شوند). اما پدر من به قدري محبوب شاگردانش بود كه آنها او را در آغوش شان از خانه تا تالار جشن بردند. واقعن من فكر مي كنم كه شخصيت "ملك" وار او بود كه از سركوبي ي استالين در 1937 نجاتش داد، چرا كه او در حزب مساوات عضويت داشت كه شاخه ي رهبري ي انقلاب آذربايجان در 20 – 1918 بود و با شوروي به مخالفت مي پرداخت . اكثر اعضا حزب در 1920 كه شوروي حمله كرد يا به خارج فرار كردند يا دستگير شده و به سيبري تبعيد شدند.

پدر من مربي و معلم بزرگي است. در برخي از آثارش كه براي كودكان نوشته است، شاهد مضاميني هستيم كه مي تواند توسط بزرگسالان هم تصديق شود. به عنوان مثال، در كتاب "روباه به حج مي رود" روباه حيله گر نماد دورويي ي نمايندگان مذهب شده است. آيا او واقعن چنين آثاري را براي كودكان خلق كرده يا براي بزرگسالان ؟ به نظر من براي هر دو. ده سال پيش نسخه ي انيميشني از اين داستان ساختند، اما خيلي زود فيلم ممنوع شد. چرا؟ شايد به اين خاطر كه برخي از رهبران با خودشان مواجه شدند.

تمايلات امروزي

خيلي سخت است كه بگوييم چه اتفاقي دارد در ادبيات امروز آذربايجان مي افتد. زمان نسبتن زيادي براي ارزيابي ي يك فرآيند ادبي لازم است. مشاهده ي اين تغييرات زماني كه درست وسط آن ايستاده ايم، مشكل است. ده سال بعد، مي توانيم به پشت سرمان نظري افكنده و اين دوره را به دقت ارزيابي كنيم.

به طور كلي، نمي دانم كه آيا امروز هم آن استعداد ادبي كه در دوره ي شوروي وجود داشت، هست يا نه؟ اما هنوز كارهاي ارزشمندي توسط نويسندگاني چون صابر احمد لي ، عيسا حسين اف، يوسف صمد اوغلو و... خلق مي شود.

"آسياب" اثر مولود سليمانلي شروع روش سوررئاليسمي را در ادبيات آذربايجاني رقم مي زند. در اين اثر رويكردي تحليلي را به همراه بيان استعاري تشخيص مي دهيد. تمام مسائل روستا در مكالمه هاي ما بين مردم كه در آسياب قديمي روستا با هم نشسته اند معلوم مي شود...

امروز دوره ي بسيار دشواري براي نويسندگان ، محققان و ديگر هنرمندان است. آنها هنوز نمي توانند ثبات و قطعيت را احساس كنند. جايگاهشان را هم در بازار اقتصاد نمي توانند بيابند . به عنوان مثال، از گذشته تا همين اواخر ، من هميشه در آكادمي ي علوم كار كرده ام. مواجبم براي نسبتن خوب زندگي كردن و حتا براي سفر در تعطيلات هر سال كافي بود. اما حالا براي به دست آوردن حقوق كافي در يكي از دانشگاههاي خصوصي تدريس مي كنم. در 72 سالگي، اين تنها راهي است كه مي توانم زندگي ي شايسته اي براي خانواده ام فراهم كنم.

اتحاديه ي نويسندگان بيش از اين توجهي به نويسندگانش نمي كند. به نظر مي رسد آنها بايد در چاپ آثار مساعدت كرده ، به كمك نويسندگان براي تهيه ي مسكن و مايحتاج زندگي شان بپردازند. اما اكثر نويسندگان ديگر انتظار هيچ چيزي از آنها ندارند. نويسندگاني كه امروزه تصميم به چاپ چيزي مي گيرند آن را از طريق روابط شخصي ي خودشان انجام مي دهند. مسئله ي اصلي ي ادبيات آذربايجاني اين است كه هميشه بر مردم و روابطشان با جامعه تمركز مي كند. در طي ي دوره ي شوروي ، نويسندگان با نظام شوروي خودشان را وفق مي دادند . بايد به شرح زندگي ي "شاد" در جامعه ي شوروي پرداخته مي شد. آنها مي خواستند كه تمام نويسندگان آن چه را كه "سبك رئاليستي" مي ناميدند گسترش دهند.

اما نويسنده اي مثل صمد وورغون رمانتيك بود. او آن طور به دنيا آمده بود. چه طور مي توانست شاعري رئاليست باشد؟ بگذاريد مثالي بزنم از اين كه چه طور چنين نويسندگاني از پس شرايطي آنچناني بر مي آمدند. پدر من شعري دارد به نام "Gochpolad " كه به بيان جنبش آزادي بخش ملي ي آذربايجان در قرن 18 مي پردازد. در 38 – 1937 او اين شعر را براي مجله اي كه قول چاپش را داده بود _ اما فقط پس از يك سال _ مي فرستد . وورغون بود كه به پدرم توصيه كرد سطري شامل نام استالين به شعر اضافه كند. پدرم شوك زده شد. او چه طور مي توانست نام استالين را اضافه كند در حالي كه شعر مربوط به قرن 18 مي شد؟ بالاخره راهي براي افزودن پيدا شد و شعر بلافاصله به چاپ رسيد. مي ببيند كه چه اتفاقاتي مي افتاد؟! گاهي اوقات از كارهايي كه در گذشته انجام مي داديم احساس شرم مي كنم. اما ما آن را براي گذراندن خطر انجام مي داديم . صمد وورغون 18 شعر درباره ي استالين نوشت. او خودش را نجات داد و همچنين قادر بود تا حد معيني به مردمش كم كند. اگر اين كار را نمي كرد، آيا مي توانست تغييرات كثير الوقوع الفبا در آذربايجان را نقد كند؟ آيا مي توانست عليه الفباي روسي در يكي از مجامع عالي ي شوروي سخنراني كند؟

شما اگر بافتي را كه ما در آن زندگي و كار مي كنيم، درك كنيد آن گاه متوجه فشارها و نابساماني ي وضع خواهيد شد. و با تمام وجود خواهيد فهميد كه چرا آزادي ي تازه به دست آمده مان تا به اين اندازه برايمان ارزشمند است.

 

D كمال طالب زاده عضو آكادمي ي علوم آذربايجان و يكي از معروفترين منتقدين ادبي ي آذربايجان است. او به مدت بيش از 50 سال ، در انستيتوي ادبيات نظامي مشغول به كار بوده و مولف تقريبن 30 كتاب و 300 مقاله ي تحقيقي مي باشد.

پدرش عبدالله شايق (1959 _ 1881) نويسنده ي معروف كودكان بود.

 

D اين مقاله ترجمه اي است از:

Dr. Kamal Talibzade, Transitions/

Literary criticism in Azerbaijan/

A New Look at Soviet Works,

Azerbaijan International, Spring 1996 (4.1) 

 

 
ویلاگ مانیها درباره ی مانیها مواضع مانیها ارسال آثار تماس با مانیها جستجوی مولفان دریافت فونت معرفی کتاب پیوندها آرشیوها
Copyright ©2003-2004 All Rights Reserved for " maniha " The independent poetry' website