|
تو را می جویم احمد سلکوک ایلکان Ahmet Selcuk Ilkan نادر جبارپور برگردان : نادر جبارپور
تنهائیم درهمهء خیابانهای شهر رسوب کرده در ابتدای مرثیهء بی تو بودن هستم پشیمانیهای خرد و شکسته در مشت هایم راهی بن بست های خالی از تسکینم یکراست با تمام ناامیدی هایم لجوج بازهم تو را می جویم ...
بر لبهایم همان زمزمه ایست که می دانی تکیه داده ام به تیر چراغ برق خیابان دلداریم را بارانی ست که با من می بارد نسیمی دیوانه در میان موهایم میلرزم از تنهائی باز هم تو را می جویم ...
چه چیزها که برای فهمیدن دارم، اگر یکبار می دانستی درونم قیامت هاست خوابیده خودم را تبعید کرده ام خوشبختی ام دیر زمانی ست که ورشکست شده می دانم، حق اعتراض ندارم دفاع من به قرعهء تو افتاد تو را می جویم ...
مثل شهرهای نصفه نیمه مانده ام هستي در خاطرم انگار کودکی های زندگی ناکرده ام هستی آنگونه که بی تو ناقص ام آنگونه که بی صاحب حالا روی همهء امیدهایم چشم بسته ام، می روم مثل کودکان می گریم و بیا ببین که با هر قطره اشکم بازهم تو را می جویم. برای بازدید از صفحه ی ترجمه های این مترجم اینجا را کلیک کنید
|
|