|
برای دیدن صفحه ی ویژه ی رضا آران روی تصویر کلیک کنید
رضا آران
روز , تولد يك روز استو عمرش, يك روز... در چشم ها زنگ ها , زنداني هر روزند. گذرگاه نيز البته كم آورده كه شايد تقدير نبوده است اما چه كسي را مي فريبيم؟
2 وقت رفتن فصل ها در فصل راه راه بودند در شب هاي بيدار سر را در ستاره نبين هنگام رفتن ريشه بردار باد و قبله دو جهت دارند قبله روي اب و باد توفان, در تدبير رودها روز ديده بودند و غم در آزادي دل تابنده تر مي آمرزتشان.
3 نميدانم از كجا و از چه بگويم مي دانم كه كي ام آرامش در پياده روها لگد مي خورد و تصادف آنسوي كوچه مان اتفاق مي افتاد هيچ كس نمي مرد در صفحه حوادث حادثه اي صدا مي داد اكنون از اين پس پشت آن پشت پشت ديوار مي ايستم.
|
|