|
رضاآران
روزمرگی
یکی مرد و دیگر در بین تان نیست
شاید آن باشم
در شب تاریک
دست هایم را روی باد می تراشم
چه کس دانسته رعد و برق از کجا آمده بود ؟
کجا می رفت ؟
پاهایم پیاده
کفش هایم در دست
از یادهای دور به انتهای مسیر می روم
دیگر خیالی نیست
کشتن ، کوتاه ترین راه است برای گذران وقت !
بهار 82
|