[ خانه ] [ پدیدآورندگان ] [ شعر ایران ] [ شعر جهان ] [ مقالات ] [ language ] [ داستان ] [ کتاب الکترونیکی ] [ فیلم و صدا ] [ ویژه نامه ها ]

Independent poetry                                نخستین سایت تخصصی شعر ایران                                         www.maniha.com

12

آذر

1384  

http://www.sokoot-closeup.persianblog.com/

احمد ارجمندی

كبريت سوخته

 

 

با كبريت كوچكش مي خواست

شب را بسوزاند

انگشتانش سوخت

بوي پوست سوخته

به" پوست كشيده شب"* پاشيد

بخواب...!

دنيا خانه ي تاريكي است

و به حجم تمام كبريت سوخته ها فكر كن

دنيا را دود گرفته است

در خواب ببين

خورشيد پشت ابرهاست

يك كبريت كوچك

نذر آفتاب كن

 

*پوست كشيده شب : تعبيري از فروغ فرخزاد


كبريت سوخته 2

1

به خيال يك ستاره فكر مي كنم

تكيه مي دهم

كبريت مي كشم

ونگاه مي كنم دزديده

رؤيا هاي دختران كبريت فروش شهرمان را

 

2

به روزگار بكارتش نگاه مي كنيد

يا

آغوش شبانه هزار كودك ناگهان

آسمان پر از ستاره است

با قدرت صد كبريت و بخار

دختران بند1 مي فهمند

 

3

ستاره من و تو ندارد

ستاره مال خداست

ما از نسلي بي ستاره هستيم

 

4

بر نمي خورد؟

به دختران بالغ شهر

كه بي هيچ جرغه اي خيره مانده ام

به شروع كبريت آخرم

با خيال يك ستاره

كه فكر مي كند

تكيه مي دهد

و نگاه مي كند دزديده

بند بند آرزوهاي شهرمان را

 

 
ویلاگ مانیها درباره ی مانیها مواضع مانیها ارسال آثار تماس با مانیها جستجوی مولفان دریافت فونت معرفی کتاب پیوندها آرشیوها
Copyright ©2003-2005 All Rights Reserved for " maniha " The independent poetry' website