
عليرضا
بهرامي
“سلام!” ،
“حال شما؟”… طبق عادتي دو سه سال است
كه ارتباط من
و تو، همين سلام و سؤال است
سلام! حال
شما؟ راستي چه صبح سياهي!
همان كه
شايعه ميگفت؛ فصل، فصل زوال است
سلامهاي دم
صبح، بدترين لحظاتند
كه بدترين
لحظاتم، جهان به سبك رئال است
دوباره
پنجرهاي رو به التهاب خيابان؛
و فوج
رهگذران، سالهاست طبق روال است
چه ابرهاي
عقيمي! چه شاخههاي صبوري!
هزار بار
نگفتم بهار بيتو محال است؟
خبر رسيد كه
امسال، هيچ دلهرهاي نيست
ولي
بهگفتهي تقويم، سال، سال شغال است
|