|

شعر معاصر جهان : آمريكا
صفحه ی ترجمه های احمد سینا در مانیها
روبرت بلاي
Robert Bly
در مينه سوتاي باختري آمريكا چشم به اين جهان
گشوده است ـ سا ل1926.شعر هاي او آميخته اي از افسانه پردازي و دريافتهاي نوين
تاريخ اند. هانس آهنين را فقط در باره مردها مي نويسد. جنگ و آرامش و ما
دردمندان پايان خاموش را در سال 1976 راهي بازار مي كند . بارهاي بار او را به
علت تشويق مرد سالاري در جامعه آمريكا مورد شماتت قرار داده اند .
ترجمه ی :
احمد مومنی (سینا)
هنگامي كه فنجان قهوه ام را از روي ميز بلند
مي كنم چشمم به كرم كلمي مي افتد كه از كنار تمبر ده سنتي مي خزد.
سرش چونان قوطي ي سياه چينيان است. همچون
موجي از بسته شدن آكاردئون ، پاهايش پارو مي زنند . از شانه هايش فرچه هاي پاك
كننده ي شيشه نوشابه ، چرك و چندش آور بيرون زده است . هنگام برداشتن تمبر ،
او را مي بينم كه به گوشه اي مي خزد . پاهايش: سه جفت زير سر ، چهار جفت قارچ
مانند روي تن ، دو جفت ديگر ته ي بدن كه سرخ همچون پشم پشت پاي توله سگي مي
مانند .
روي پاهايش بلند مي شود . با شش جفتِ پاي از
روي تمبر به هوا دست مي سايد. پاهاي زاپاس در ته ي بدن مي لرزند .روز نخست
سپتامبر است .
و ديگر سايه ي برگها چنين وحشيانه روي ورق هاي
دفتر خيره نيستند .
حالا آدمي اشتباهات را بهتر مي پذيرد .
و يا كه شايد اين ، ديوانگي ي گُل كرده ي
تابستان است .
آدمي چشم را به زمين خاكي خيره مي كند .خاكي چه
مسخره به ماه ژوئن .
و سر انجام همان شادي ي ژرف است كه مي نشيند و
كار روزانه را ادامه مي دهد . و تمبر را براي پست كردن باخود مي بَرَد.
|