|
همه چیز در تو پنهان
Can
Yucel
برگردان
:
نادر
جبارپور
بقدر تحمل زمين سنگينی
و بقدر بال زدنات، سبک
بقدر تپش قلبت زنده ای
و تا آن دوردستي که چشمت ببيند، وسيع
بقدر دوست داشتن هات خوبي
و
بقدر نفرت هات، بد
چشم و ابرويت هر رنگی که می خواهند باشند
رنگ تو همان است که دیگری بیند
دست آورد مپندار آنچه را تاکنون زيسته ای
بقدر يکه
زيسته ای، به پايانت نزديکی
هر قدر که می خواهی زندگی کن
عمرت بقدر دوست
داشتن هات است
بقدر آشنائيت با خنده، خوشبختی
تأسف نخور، بقدر گريه هات
خواهی خنديد
بپا که همه چيز را تمام شده نپنداری
بقدر دوست داشتن هات،
دوست داشته خواهی شد
بقدر ارزشی که به ديگری می دهی انسانی
اگر يک
روز دروغ خواهی گفت
بقدر اعتمادی که ديگری آزادانه بتو دارد انسانی
در
روشنائی ماه حس حسرت معشوق پيداست
بقدر حسرت کشيدنات به او نزديکی
فراموش
نکن، بقدر بارش باران خيس هستی
و بقدر تابش آفتاب به رويت، گرم
بقدريکه
خود را تنها حس کنی، تنهائی
و بقدريکه خود را محکم حس کنی، محکم هستی
و
بقدريکه خود را زيبا حس کنی، زيبائي
بنگر که حيات اين است!
بنگر که زندگی
اين است!
بقدريکه اين رو بياد داشته باشی زندگی می کنی
و بقدر هر نفسی که در
فراموشی اش بکشی، سردت خواهد شد...
گل بقدريکه آب داده شود زيباست
و پرنده ها
بقدر رام شدنشان، دوست داشتنی
بچه بقدر گريه کردنش بچه است
و هر چيزی را
بقدريکه ياد گرفته ای می دانی، اين را
هم بدان،
بقدر دوست داشتنت دوست داشته می
شوی
|
|
