
صفحه ی ترجمه های احمد سینا در مانیها
Dimitris Kalokyris
به نسل ِ جوان ِ يونان تعلق دارد . تا كنون ده فتر در شعر منتشر كرده است كه
كهكشاني از افسانه ، تاريخ و جغرافي بيان ِ او مي كنند.
ترجمه ی
احمد مومنی (سینا)
به پسرم رومانوس
اگر در شبي از فوريه ، به نگهباني ى
دامنه ي كوه ِ رودوپه بايستي
و با شنيدن ِ خش وُ خشي دست به سلاح ببري
و از تو را از خواب’ ژرف بپراند
بپا!
ل
كه راههاي گوناگون را بداني
و اين كه چگونه بر ولايات ِ ناشناس بتازاني
با انگيزه اي كه بيگناهي را با آن آزاد مي كني.ل
واينكه بشناسي چگونه با ترس دست و پنجه نرم كني !ل
و حين اينكه لبانت را صبورانه گاز مي گيري
ببيني كه چگونه در زير ِ روشنائي پژمرده مي شوي
چونان،ل
ستاره ي نقره ايي دنباله دار
خشايار
كه در وراي كوههاي قادريه شنامي كند.ل
بپّا!ل
كه ببيني
در پادشاهي ي سنگين و افتاده ي خاندان ِ آمفره
همشهريان تو
در سرزمينهاي دور دست
كفاشي ي و چاپخانه باز كرده اند
تو را به خانه ي خود مي خوانند
تا به تو ،ل
عمارتي پاشيده را
درارتفاع ِ سه متري نشان دهند
با الحاني
چنان
كه در دعاها ي انسان به گفته مي آيد
وقتي براي نخستين بار
چه
تير باران مي شود.ل
و اينكه بداني براي آخرين بار ِ بيداري ي له نن
چگونه آينده ي ناشناس را به دست بگيري
چنانكه انگار
در پاي آن درخت باريكي كه در بروكلين مي رويد
به دنبال ِ پايه ي پل مي گردي
ببين !ل
چگونه از شبكه هاي زيرزميني پائين مي روي
و به خواندن ِ پيام ِ مبارزان ِ آزادي
و جانوران ِ دريايي
كه در چرخه هاي آلمينيوم آب مي شوند مي نشيني ؟!ل
ببين چگونه در برابر ِ چهره هاي ملوّن
خود را به نمايش مي آوري ؟!ل
و ميان ِ اشكالي ِسخت شگفت
و سرشا ر ترديد
چگونه دوباره بالا مي آيي؟
به بردار ِ جبر ِ سرخ ِ پائيز!ل
؛ شهري با معادله اي چند مجهول.ل
ديگر ،ل
چيز ِ بيشتري نيست !
ل
شايد ، اينكه ، فردا چگونه خواهد گذشت ؟
و آيا سپاسگذاري خواهد بود ؟
و يا اينكه ، به قلمرويي قدغن گشته
در كارِغارت از واژه مانده ايم
به ساحتي كه از ناي جانور
آن را مي شناسيم
نه از چگونگي وچرائي
و ازچه ايي و كه اي ها.ل
مانند يك كلاف ِ سردرگم
در خود نشسته ايم.
ل
كجا بود كه هلندي ها چشم به راه سپيده بودند؟!ل
انگليسي ها ، كجا پياده شدند؟!ل
و كجا
بكلي از خاطره ها رفتند ؟!ل
و سر ِ آخر ،ل
چه كسي بر شانه ها
اينهمه شيپور و مس مي كشيد
ميان ِ دود وُ آتش
به گذر ِ پنجم ِ حادث
جهنمي كه براي عشق ِ آدمي زاده
مي رقصد.ل
|