![]() |
|||||
|
|
|||||
|
|||||
|
diogenes_moshrek@yahoo.com
دیوژن پیامبر زمینی
به پا خیز ای زنانه گی زمینی ای جامه بر خود دریده عریان رقصان پایکوبان درآغوشم کش نه همچون بیم دهنده ای از آخرت بل چون بشارت دهنده ای به زندگی به پاخیز! اینک نوبت پیامبری توست. رسالت آن جامه بر خود پیچیده پایان یافته است. اینک نوبت رسالت توست. به هراکلیتوس
رود را آنی در قاب می گذارم و از دیوار ذهنم می آویزم من دچار توهم شده ام . 17/10/1382 شعرهای پیشین دیوژن در مانیها هیولای شاد
چشمه ی نفرتم چون هیولایی شاد ـــ به زور میکشم به زور می گایم. من در پی انسانم . 30/11/1383 هی ! جدی نگیرید شیطانکی به بازیتان می خواند و شما زنده گی اش می نامید .
|
|||||
|
|
|||||