خانه شاعران شعر ایران شعر جهان مقالات language داستان کتاب الکترونیکی فیلم و صدا ویژه نامه ها

Independent poetry                                نخستین سایت تخصصی شعر ایران                                         www.maniha.com

 

اسفند

1384  

احمدزاده را نابود نکنیم

سعید احمدزاده و ماجرای ترجمه‌ها

مریم هوله و هومن عزیزی

  چند روز پیش نامه‌ای از خانم دکتر زری اصفهانی دریافت کردیم که به دلیل تقاضای انتشار فوری ایشان و به دلیل دفاع از حقوق‌شان به عنوان مترجم و نویسنده در مانیها منتشر شد. از سوی دیگر این متن در بسیاری از سایت‌های دیگر ادبی و حتی سیاسی منتشر شد.

متن درباره‌ی یک سرقت ادبی نوشته شده است و در آن ادعا شده است یکی از شاعران جوان ایرانی به انتشار ترجمه‌های سه مترجم به نام خود اقدام کرده است. اگر چه به باور ما حتی در صورت حقیقت داشتن این ادعا، متن مورد نظر لحن بسیار تند و بدی دارد، اما این امر نمی‌تواند باعث شود که انتشار دهندگان آن مورد تهدید و توهین قرار گیرند. از زمان انتشار این متن چند ساعتی نمی‌گذرد که چندین نامه سراسر تهدید و توهین به دست ما رسیده است و این نشان می‌دهد که توهین کنندگان پاسخی مناسب و درخور در برابر ادعای خانم اصفهانی ندارند و از این روست که به توهین و آلوده کردن فضا دست می‌زنند. برخی تلاش می‌کنند با اشاره به این موضوع که ایشان عضو یک سازمان سیاسی است، موضوع را اصطلاح ماست‌مالی کنند و به جای پاسخ به ادعای ایشان تقاضا می‌کنند که ایشان سمت‌شان را در سازمان مورد نظر اعلام کنند که این تقاضا می‌تواند از بی‌ربط‌‌ترین مسائل به ادعای مذکور باشد. جدا از اینکه ما چه نظری نسبت به عقاید سیاسی یک نویسنده و یا مترجم- در این مورد مثلن خانم اصفهانی - داریم، اشاره ی دائم به وابستگی آنها به سازمانی سیاسی و سپس رد اعتراضشان بدون بررسی، می تواند غیرانسانی ترین و غیرحرفه ای ترین کاری باشد که می توان صورت داد.

مصاحبه ی آقای احمدزاده درباره ی این ترجمه ها با خبرگزاری فارس که وابستگی اش به راست ترین جناح های حاکم بر ایران بر هیچ کس پوشیده نیست، بیش از پیش به این جدال رنگ سیاسی می زند و احمدزاده را -که پیش از این به عنوان عضوی از خانواده ی شاعران و نویسندگان ادبیات غیررسمی می شناختیم- به سمت و سویی دیگر می برد و او را در  زمره ی کسانی قرار می دهد که در همین روزها و در خفقان حاکم بر فضای ادبی ایران، در چنین رسانه هایی به تطهیر سانسور می پردازند و زمانی که گفته هایشان را تکذیب می کنند نیز حاضر نمی شوند از وضع محافظه ارانه ی پیشین فاصله بگیرند و به این موضوع بسنده می کنند که گفته هایشان تحریف شده و جرات نمی کنند که کلمه ای در مخالفت با سانسور دولتی و آن هم در بدترین و کثیف ترین شکلش بر زبان بیاورند. این را البته می توان به حساب بی تجربگی احمدزاده گذاشت و از کنار آن گذشت، در صورتی که او نیز مسئولانه بازگردد و موضع گیری اش را راجع به این ادعاها روشن کند.

از سوی دیگر انتشار متن مورد نظر در مانیها و یا در هر رسانه‌ی دیگر بنا به وظیفه‌ی حرفه‌ای صورت پذیرفته و تاکید شده است که برای هر پاسخ و جوابیه‌ی دیگری هم امکان انتشار به همان شکل فراهم خواهد شد اما برخورد‌های صورت گرفته نه تنها پاسخی به ادعای مذکور نیست که برعکس بر درستی آن صحه می‌گذارد.لازم است اضافه کنم که برخوردهای مذکور به مانیها هم محدود نبوده و مثلن آقای مظاهر شهامت و خانم میترا الیاتی و دیگر کسانی که در رسانه‌هایشان متن فوق را انتشار داده‌اند نیز در معرض همین حملات قرار گرفته‌اند. چنانکه مثلن در پیامگیر آقای شهامت پیامهای بسیار زشتی نوشته شده‌اند که به دلیل این که بیش از حد رکیک هستند از آوردن نمونه خودداری می‌کنیم در حالی که ایشان در پیشانی متن مورد نظر نوشته‌اند:

امیدوارم این خبر صحیح نبوده باشد . امیدوارم متخصصان امر ثابت کنند این خبر درست نیست.

ویا:  راستی کسانی در اردبیل با اسامی مستعار و گاه حقیقی ، کسانی  که به این مسئله پرداخته اند را با کامنت ها و تلفن ها و نیز فرستادن پیغام و پسغام تهدید کرده یا به اتهامات عجیب و غریب منتسب می کنند . فکر می کنید چه کسانی؟

و یا خانم الیاتی در این مورد در جن و پری یادداشتی نوشته‌اند که عنوان (دعوای خودتان را خودتان حل کنید و پس از این سایت «جن و پری» را به حال خود بگذارید) را بر پیشانی دارد و این دو نشان از کشمکش‌های پیرامون همین ماجرا دارد و حمله‌هایی که به ایشان صورت گرفته است اما ایشان - و خانم روشنک بیگناه در سایت کتاب شعر - در اقدامی غیرمسئولانه با حذف ترجمه هایی که به نام آقای احمدزاده منتشر شده اند، راه را بر هرگونه بررسی بسته اند و این موضوع بیش از هر چیز به ضرر احمدزاده و در راستای اثبات ادعای خانم اصفهانی است. ممکن است توجیه این عزیزان برای این کار حذف متونی باشد که به نظر مشکوک می رسیده اند و برای اینکه روشن نبوده که ترجمه ها باید به نام چه کسی منتشر شوند. اینک تنها چیزی که در لینک های مرتبط یافت می شود ترجمه های خانم اصفهانی و دو مترجم دیگر است و گویی هرگز احمدزاده ترجمه ای را به نام خود منتشر نکرده است و اگر این را به غیرفعال شدن پیامگیر وبلاگ آقای احمدزاده اضافه کنیم، چیزی جز عقب نشینی و پذیرش ادعای خانم اصفهانی و دو مترجم دیگر به نظر نمی رسد.

یکی دو مورد ترجمه هایی که با نام احمدزاده منتشر شده و حذف نشده اند، برخلاف متون خانم اصفهانی و دو مترجم دیگر فاقد تاریخ انتشارند و این موضوع نیز بیش از هر کس به ضرر شخص احمدزاده و تصدیقی دیگر بر ادعای خانم اصفهانی است، حال می توان این را بدشانسی و بداقبالی احمدزاده دانست و یا تلاش برای جلوگیری از اتفاقی که اینک افتاده است.

اگر این دوستان بپذیرند و گامی در راه تصحیح این اتفاقات بردارند، ما آماده ایم که متون حذف شده را همراه با تاریخ انتشارشان، منتشر کنیم و موضوع را برای بررسی ادعاها در معرض قضاوت عمومی بگذاریم

این درست است که از یک سو  رسانه‌ها –مثلن ما در مانیها و خانم الیاتی در سایت «جن و پری» و یا سایت کتاب شعر و...- مسئولیتی در قبال این اتفاق ندارند و ایشان متن ترجمه‌ی ارسال شده توسط شاعر یا نویسنده‌ای را منتشر می‌کنند بی‌آنکه امکان آن را داشته باشند که در مورد اینکه متن ارسالی متعلق به کیست، بررسی کنند و در این مورد نمی‌توان به رسانه‌های منتشر کننده‌ی ترجمه‌ها خرده گرفت. انتشار متونی که به رسانه‌ها ارسال می‌شود، همچنان که بارها پیش از این گفته‌ایم، خود مسئولیت بزرگ و دشواری است که سانسور بر دوش نویسنده و شاعر جماعت گذاشته است و بیش از هر چیز ارثیه‌ی سانسوری است که حکومت‌های خودکامه ایران بر دوش آنها گذاشته است و انتظار بررسی تک تک مطالب پیش از انتشار انتظار درستی نیست.

از سوی دیگر خانم الیاتی از نویسنده‌ی متن توقع دارد اعتراض خود را از راه دیگری پیگیری کند، در حالی که خود ایشان به عنوان نویسنده آگاهند که چنین راهی وجود ندارد و برای احقاق حقوق نویسنده‌ی ایرانی هیچ راهی جز انتشار جوابیه و اعتراض‌هایی از این دست وجود ندارد.

این موضوع ، یعنی مباحث پیرامون صحت و سقم انتشار ترجمه‌های دیگران با نام خود، توسط آقای احمدزاده، مانند همیشه بستر حضور کسانی بوده که همیشه و همواره در این جنجال‌ها و حاشیه‌ها زنده-گی می‌کنند و تلاش می‌کنند از هر نمدی کلاهی موقتی برای خود دست و پا کنند.

در این راه شخصی که ذکر نامش لازم نیست حتا از توجیه و فحاشی به شاعران دیگر ابایی ندارند و همیشه هم از موضع بسیار بالا یعنی استاد به شاگرد ، پیام می دهند.

به پیام‌های زیر توجه کنید:

می دانی شاعر!( اين را من به هر کسی نمی گويم) من با تمام اين مطالب و حتی طرحش مخالفم مشکل جای ديگری ست! اما اجازه نمی دهم که شاعری را اذيت کنند نفس اين بازی ها را که دارند سرت درمی آورند من خوب می شناسم شعرت را بگو که من تقابلهای زبانی اش را دوست دارم يعنی طوری تکی که به هيچ شاعری ربط نداری اگر اين ترجمه ها را کش هم رفتی به ......ات هم نباشد که کارت عالی بود من تو را با تلاشی که در شعرت می کنی می شناسم

   راستی اين ترجمه هايی که از تو خواندم به ...... هم نمی ارزيد شعرت اما آتيه دارد دو دستی بهش بچسب! امثال شنطيا و مهدی کاظمی و ... که شاعرند بايد بدانند که باید هوايت را داشته باشند به ميرزا آقا عسگری ِ ....... و امثالهم هم در همين جا هشدار می دهم که از اينجا به بعد با من طرفند! اصلن به اين حکايات گوش نده که از شعر تو منی که خود شعرم بارها بار برده ام. اين را هم بدان هميشه با کسی و چيزی در بيفت که در قدرت باشد نه با کانون که دمارش را درآورده اند و الا من حرف های نوشتنی تری در اين باره دارم!

 این عزیز و دیگر عزیزان که علاقه‌ی زیادی به انتشار نام خود دارند و ما هم دقیقن به همین دلیل نامشان را منتشر نمی‌کنیم، همیشه هم با به میان کشیدن نام چند شاعر دیگر و ... سعی می‌کنند خودی نشان دهند و چون در این موارد - یعنی انتشار عقاید و آثار دیگران به نام خود – تجارب دست اولی دارند، سعی می‌کنند با دفاع از کسی که مورد اعتراض قرار گرفته و در این مورد آقای احمدزاده، این بیماری ادبی فرهنگی را به نوعی جا بیندازند وعادی جلوه دهند.

این عزیز را به دلیل نظریاتش در مورد اینکه شاعر حق دارد از هر چیز که در این جهان  وجود دارد در شعرش استفاده کند از جمله سطرها و مفاهیم متون دیگران، و به دلیل اینکه همیشه هم به سیاق فرهنگ مریدپرور ایرانی، سعی می‌کند اینطور وانمود کند که حلقه‌ای مریدان گراگرد خود دارد !!! و شاعران دیگر و به خصوص جوانترها را به عنوان مریدان خود معرفی می کند ، می‌توان تئوریسین سرقت ادبی و جنجال‌سازی و حاشیه پروری در شعر معاصر فارسی نامید. ایشان تقریبن همان نقشی را در عالم ادبیات بازی می کنند که آیت ا... تمساح یزدی پشت پرده ی جریانات خشونت طلب فضای سیاسی ایران دارد.

دفاعیات او از کسانی که به این دلیل مورد اعتراض قرار می‌گیرند را نیز می‌توان در همین راستا ارزیابی‌کرد و تلاش برای اینکه شخص مورد اعتراض قرار گرفته را نیز در زمره مریدان خود قلمداد کند و ناگفته نماند که همیشه هم در مواردی که اعتراضاتی از این دست صورت گرفته او به عنوان مراد!!! حضوری فعال و البته پشت‌پرده دارد و هیچ‌گاه تئوری‌های مبتنی بر این امر را به صورت رسمی بر عهده نگرفته و همواره سعی دارد این‌گونه دفاعیات را در کامنت‌های وبلاگستان و یا در مقالاتی با نام مستعار صورت دهد. از سوی دیگر اغلب کسانی که در چنین مواردی مورد اعتراض قرار گرفته‌اند، کسانی هستند که ارتباطی پنهان و یا آشکار با او و یا رسانه‌هایی که او را مورد حمایت قرار می‌دهند، داشتنه‌اند.

پیش از این نیز هرگاه اعتراضاتی به این‌گونه موارد که، به غلط یا درست سرقت ادبی نام می‌گیرند، صورت گرفته، او و جریانات مورد حمایتش سعی در تخطئه‌ی اعتراض کنندگان داشته‌اند تا این بیماری ادبی را جا بیندازند و بی‌اهمیت جلوه دهند.

 از سوی دیگر عده‌ای دیگر به تاختن به شخص مورد اعتراض قرار گرفته و نفی همه‌‌ی تجربیات او – در این مورد آقای احمدزاده- پرداخته‌اند:

 مثلن: تا به امروز ایشان را مترجم ضعیفی می شناختم نه شاعر ! خب ، صد البته با این رسوایی بزرگ من اصلن ایشان را نمی شناسم . تمام

و یا : مترجم جوان را از نزدیک بارها دیده‌ام و حرف زده‌ایم. از وقتی شعر را تازه شروع کرده بود، او را می شناسم. در سال ۸۰ چیزهایی می‌نوشت که کپی مستقیم عبارت‌های شعری خانم فرخزاد بود. عین همان ترکیب‌ها را در نوشته‌هایش می‌نشاند. بعد جهت پنهان کردن غیبت تفکر در شعرهایش به پیچیده سازی‌های دروغین زبانی روی آورد. در کارنامه ادبی‌اش چیزی چاپ نشده جز جزوه‌ای نازک از شعرهایش برای جلسه نقد ادبی حوزه هنری در سال ۸۳. همان موقع سبکی از شعر را اختراع کرد و حتی برای سبک خودش اقدام به نوشتن مانیفست نیز کرد. وی سبک شعری ایجاد شده توسط خودش را "شعر فایبرگلاس" نام نهاده بود و در یک نشریه محلی نیز درباره مانیفست آن مطلب می‌نوشت. در فصل انتخابات خواست سیاست پیشه کند که دراینباره پیشتر نوشته بودم. چند ماهی هم هست که عرصه ترجمه را با شدت آغاز کرده بود که فعلا کار به اینجا کشیده. من منتظر باز شدن و بررسی دیگر آثار می‌مانم.

در حالی که سعید احمد زاده از همکاران فعال مانیها بوده‌ است و مراجعه به صفحه‌ی شعری ایشان نشان می‌دهد که ایشان به عنوان شاعری جوان تجربیات خوبی داشته‌اند و در این مدت کوتاه نشان داده اند که استعداد خوبی در شعر دارند و اگر کار شعر را به صورت حرفه‌ای دنبال کنند می‌توانند آینده‌ی خوبی داشته باشند.

امیدواریم همه‌ی دوستان و خانواده‌ی ادبیات ایران پیش از هر کار و هر واکنش عجولانه‌ای به تحقیق پیرامون این ادعا بپردازند و حتی در صورت درست بودن ادعای خانم اصفهانی نیز به جای تلاش برای نابودی و به سکوت کشاندن احمدزاده، بکوشند که این ماجرا سبب از میان رفتن تلاش‌های خوب او در این مدت نشود.

شاید بهتر بود خانم اصفهانی ابتدا این موضوع را به صورت خصوصی با خود احمدزاده مطرح می‌کرد و چه بسا در این صورت نتیجه‌ بسیار بهتری به دست می‌آمد و شاید بهتر باشد حتی اگر بررسی‌ها و داوری‌ها حکم به اشتباه احمدزاده داد، با پذیرش اشتباهش بکوشد مرد و مردانه آن را بپذیرد.

شاید بهتر باشد همه‌ی ما به عنوان یک خانواده اجازه ندهیم این موضوع به سرخوردگی و سکوت عضوی از ما بدل شود و به جای آنکه طرف یکی از طرفین ماجرا را بگیریم و سعی کنیم با ایجاد جنجال اوضاع را از این که هست بدتر کنیم، به سهم خود بکوشیم که هم حق به حقدار برسد و هم اگر اشتباهی رخ داده از آن یک فاجعه و یک رسوایی غیرقابل جبران نسازیم...

احمدزاده به عنوان یک شاعر جوان خوب کار کرده است و مطمئنیم که بهتر هم خواهد بود

برای دیدن کارهای او در مانیها می‌توانید از این صفحه دیدن کنید.


متن زیر توسط دکتر زری اصفهانی به دست ما رسیده و بنابر قوانین مطبوعات منتشر می شود و بدیهی ست که مانیها تنها به عنوان ناشر آثار در این میان بی طرف است و هرگونه جوابیه ای را از هر طرف به همین صورت منتشر خواهد کرد. ل

 دزدی دراینترنت وآنهم درروز روشن !

دکترزری اصفهانی

 

چند روز پیش دوستی به من اطلاع داد که ترجمه هایم را که درنشریه ندا و سایت های مقاومت چا پ شده بودند شخص دیگری برداشته و به نام خودش روی سایت های اینترنتی گذاشته است . لینک سایت ها ی مربوطه و وب لا گ آن دزد ادیب  و زرنگ را هم به من داد .نام مبارکشان سعید احمد زاده اردبیلی است. ل

رفتم روی وب لاگش  و سایت های مذکور و دیدم که راست میگوید و خط به خط ترجمه ها را حتی بدون اینکه تغییر کوچکی درآنها بدهد به نام خودش چاپ کرده است .  صحبت از کتاب چاپ شده ای هم کرده است و مصاحبه اش با خبرگزاری فارس را هم قید نموده است !!! کمی بیشتر که گشتم دیدم نه تنها ترجمه های مرا که از زبان انگلیسی است برداشته ( تا کنون ترجمه سخنرانی فاکنر بهنگام دریافت جایزه نوبل و ترجمه بیوگرافی مارگارت اتوود را دیده ام)  بلکه این دزد خیلی زرنگ ترجمه های حمید نصیری را از فرانسه  و ترجمه های حمید مشیری را اززبان آلمانی هم کش رفته است  ، البته آنها را هم از نشریه ندا برداشته است . می بینید که این مترجم جوان عالیقدر که درایران هم ساکن است نه تنها به یک زبان بلکه به سه زبان برای دزدی کردن مجهز است . البته این واقعیت که درایران هیچ چیزی درو پیکر و یعنی پدر ومادر و صاحب ندارد و همه چیز قابل دزدیدن است شکی ندارم ولی کسی که اسم نویسنده و شاعر روی خودش گذاشته هم آیا باید اینهمه بیشعور باشد. که نتیجه زحمت کسان دیگری را آنهم از یک نشریه معتبر اپوریسیون که همه می شناسند و میخوانند و نویسندگانش هم گمنام نیستند و آثارشان  یا چاپ شده و یا زیر چاپ است به صرف اینکه درایران نیستند و لابد خبردار نمی شوند بدزد و به نام خودش ثبت دهد آنهم برروی اینترنت که بهرحال برای همه قابل دسترسی و کشف شدن است ؟ نمیدانم این جوان که عکس اش را هم با افتخار روی وب لاگش گذاشته و بیوگرافی مارگارت اتوود را که من ترجمه کرده بودم به خانمی به نام مریم ناظری هم تقدیم کرده است هیچوقت به ایشان گفته است که مطالب دیگران را میدزد و به اسم خودش پخش میکند؟ درهرصورت خواستم بگویم که گرچه ما نویسندگان و مترجمین و شاعران مبارز درتبعید همه چیزما ن را رژیم آخوندی دزدید و خورد وبرد و عزیزانمان را هم کشت . اما آخرآنها حاکمان بودند و قلدران و آخوندها به کسانی که نامشان را به اشتباه البته ادیب و نویسنده گذاشته اند و روز روشن جلوی جشم همه حاصل کار وزحمت دیگران را به اسم خودشان ثبت میدهند. البته این جناب دارد بطور مرتب نوشته ها و ترجمه ها را میدزد که لابد تنها به من و حمید نصیری و حمید مشیری محدود نمی شود و خدا میداند که چه کسان دیگری هم درلیست ایشان برای دزدی هستند.  به این خاطر خواستم هشداری بدهم به همه نویسندگان وشاعران و مترجمین و خوانند گان آنها که مواظب  این نمونه دزدها باشید . و هرموردی یافتید منعکس کنید که این عادت زشت و غیر انسانی حداقل  محکوم شده وکسانی که دست به این نوع سرقت های ادبی میزنند مورد توبیخ ( نه وجدان خودشان که احتمالا عاری ازآن هستند) بلکه وجدان جمعی رسانه ها قرارگیرند و جرات این  کار زشت را ازدست بدهند. لینک های مربوطه درزیر آمده است . لطف کنید و به همین صورت لینک درج کنید . درضمن  توجه  آقایان حمید نصیری و حمید مشیری هم که ترجمه هایشان توسط همین جناب دزدیده شده  را به این مطلب جلب میکنم

لینک ترجمه سخنرانی فاکنر که ایشان به اسم خودشان به ثبت رسانده اند

 سخنرانی پابلو نرودا   

  لینک وب لاگ ایشان که این نشانی ها را هم داده اند

 ترجمه های حمید نصیری از پل آلوار که درسایت کتاب شعر به اسم ایشان چاپ شده است

و دراین لینک

   آخـرين نـامـه ی ميسـاك مـانـوكيـان

بیوگرافی مارگارت اتوود باز به اسم ایشان

ترجمه شعرهای لورکا به نام ایشان که پیش تر از دکترزری اصفهانی که درنشریه ندا چاپ شده بود

مصاحبه با خبرگزاری فارس که خبراز چاپ ترجمه های مذکور به اسم خودش میدهد

ترجمه شعری از هارولد پینتر که پیش تر توسط دکتر زری اصفهانی که درنشریه ندا چاپ شده بود

ترجمه از برشت که پیشتر توسط حمید مشیری  که درنشریه ندا چاپ شده بود

 نشانی مقالات یاد شده  که درنشریه ندا با نام نویسندگان اصلی به چا پ رسیده است

مارگارت اتوود  ترجمه دکترزری اصفهانی

 درنشریه ندا سخنرانی ویلیام فاکنر  ترجمه دکترزری اصفهانی

سخنرانی ویلیام فاکنر ترجمه دکترزری اصفهانی درسایت طلیعه سپیده دمان 

سخنرانی پابلو نرودا ترجمه دکترزری اصفهانی درسایت طلیعه سپیده دمان

سخنرانی پابلو نرودا ترجمه دکتر زری اصفهانی درندا شما ره 10

ترجمه های پل الوار از حمید نصیری و نامه میساک منوکیان

و درنشریه ندا

http://www.mojahedonline.com/newspaper/3/19/2

http://www.talieh-sepidedaman.com/Tarjomeh/WilliamFaulkner.htm

http://www.talieh-sepidedaman.com/Tarjomeh/NerudaSpeech.htm

بسوی شهربا شکوه سخنرانی پابلو نرود درسایت طلیعه سپیده دمان

بسوی شهرباشکوه سخنرانی پابلو نرودا به هنگا م دریافت جایزه نوبل ادبیات درنشریه

ندا شماره شماره 9

http://www.talieh-sepidedaman.com/Nashrieh/Neda6.pdf

 ازآنگونه غم ها با ریشه های جهانی که زخمی را برجای میگذارد درنشریه ندا شماره

 6

http://www.mojahedonline.com/newspaper/3/43/2

http://www.talieh-sepidedaman.com/Nashrieh/Neda10.pdf

 پل الوار شاعر بهار ها و باورها از حمید نصیری

درنشریه ندا

http://www.mojahedonline.com/newspaper/3/83/5

بسوی شهربا شکوه  سخنرانی پابلو نرودا و شعر کتاب از نرودا ترجمه دکترزری

اصفهانی

http://www.mojahedonline.com/newspaper/3/101/4

اشعار فدریکو گارسیا لورکا ترجمه دکترزری اصفهانی درندا شماره 11 

http://www.mojahedonline.com/newspaper/3/138/4

برتولت برشت موجی بلند برصخره های جهل و بی تفاوتی ترجمه حمید مشیری از زبان آلمانی درنشریه ندا شماره

12
http://www.mojahedonline.com/newspaper/3/142/4


 بحث بر سر چند فقره سرقت ادبی

 جمشید پیمان

خانم دکتر زری اصفهانی شاعر و مترجم  با ارائه سند و مدرک و بیان شواهد محکمه پسند مدعی شده اند که یک نفر بنام سعید احمد زاده  متن چند ترجمه از کار های ایشان  ودو شاعر و نویسنده دیگر آقایان حمید نصیری و مشیری را از سایت ها ی آنها و نشریه  ندا ( ضمیمه ادبی نشریه مجاهد) کش رفته و به عنوان کار خودش درج کرده است. بعد هم برای محکم کردن کارش با خبرگزاری وابسته به رژیم آخوندی درباره آن با آب و تاب  سخن گفته است. ترجمه های دکتر زری اصفهانی از متن انگلیسی ، ترجمه های حمید نصیری از متن فرانسوی و ترجمه های محمد مشیری از متن آلمانی میباشد. من خیلی دلم میخواست میتوانستم بگویم انتخاب متن یگانه برای ترجمه از سه زبان مختلف بوسیله آقای احمد زاده و زری اصفهانی ، آقای احمد زاده و حمید نصیری و بالاخره آقای احمد زاده و محمد مشیری  کاملا تصادفی میباشد . خیلی هم دلم میخواست قبول کنم که  آقای احمد زاده اردبیلی کاملا تصادفی سراغ متن هائی برای ترجمه رفته است که قبلا توسط سه تن از یاران و هواداران سازمان مجاهدین خلق  در سایت ها و نشریات این سازمان و یا پشتیبا&#