|
لیلا اسماییلی قیری
آقا زیر سبیل هاتان
جایی هم برای ما بگذا رید
کنار حس شعر ی تان
روزی مرا سر بزنید
به اندازه چهار انگشت
پر یا خالی فرقی نمی کند
جاده زیر پای ما
همشه بیراهه می رود
گاهی ماهی های بلور
می پرند
از حیاط/ از کوچه
تا پای کدام سفره
هفت سین شان کنند
برای تولد همسرم ( عبدالمطلب خاکسار قیری )
تو با من بهارمی شوی
ومن روز 12 اردیبهشت سال را تحویل می گیرم
که روز شبی شود از شال
بر گردن آفتا بی من
اولین مزه
حرکت تکه ستاره ای
که بر آسمان می رقصد
وطعم خوش ملا قات می دهد
توجه کن
با تو شروع می شود
جاری جو یبار
با قصه ای از شبنم و گلبرگ
تو با من بها ر می شوی
من سال را تحویل می گیرم
واطمینان دارم
بدون شما
بهشت کم می آورد
انسانها یی از
نسل آفتاب را.
خلا صه
جل وپلا ست را جمع کردی
تا بقیه را شعر کنم
به تقلید پرنده ای که از قفس می پرد
مغازه باز نکر ده ام !!
جنس تو را قلم می کند
رد پای آدم ها
پاک نمی شود که !!
|