|
رضا فرهاد
آنقدر مهربان توام
كه خط خطي هاي پيشاني مادرم
بيشتر
شود
دائم
اين جريان آنقدر ((تو)) دارد
كه بيندازم دور گردنش
بيارمش زمين
مادرانگي هام را بپاش بريزم
آدم شود مادرم
آنقدر مهربان توام
كه حواست نباشد
پروانه
هاي لبت را
مي پرانم
ازشان عكس بگيرم ـــ دسته جمعي ـــ
هزار آهوي توي چشمت
افتاده اند!!
مهربان من ام
هوا مهربان نيست
هواي مادرم هم نيست
آنقدر مهربان توام
پروانه هم پريد
حواسم نبود
پاك كن بردارم از
...
پيشاني مادرم
12/12/1384
|