|
غزاله غضنفری
خاطره
دستای سنگی این بارون سرد
دفتر خاطره ها مو پاره کرد
چشای قشنگ و بی گناه تو
وقت رفتن تو چشام نگا نکرد
ای غریبه ای غریبه ای پلید
دست تو گلای آرزومو چید
لحظه لحظه بی تو مردن منه
دنیا رو بی تو نمیشه حتّی دید
من بیاد تو دارم جون میگیرم
از غم تو بوی بارون میگیرم
نگو نیستی نگو رفتنی شدی
نگو از داشتن تو سیر سیرم
گلایه
امشب چقد هوا بده آسمونم سیاهه
دوباره این صدای شب پر از ناله و آهه
دوباره من دوباره غم دوباره یک بهونه...
تنهاشدن چقد بده آدم میشه دیوونه
یه روزو روزگاری منم یه یاری داشتم
تو چشمای قشنگ اون آرزوها میکاشتم
این قلب من هر ثانیه به عشق اون میتپید
این گوش من از همه جا صدای اونومیشنید
تنها بود وتنها بودم امّا به هم رسیدیم
همیشه و تو همه جا همدیگرو میدیدیم
اونم منو دوسم میداش واسم میشد دیوونه
امّا دلش یه غصّه داش غصّه ی عشق کهنه...........
دلخوش بودیم به همدیگه امید زندگیم بود
امّا تمام زندگیم یه شبه رفت و شد دود
اون عشقمو ازم گرفت چشای خیسو ندید
اومد اونو ازم گرفت ،گلای عشقمو چید!!!
از تو میگم گر میگیرن گر میگیرن ترانه هام
دوباره باز جون میگیرم به وسعت گلایه هام
دوباره باز زنده میشم زنده به عشق زندگی
آسمونم آبی میشه به رنگ دلسپردگی
صدای پای قلب من تا کهکشونا میرسه
من بال پرواز نمی خوام یک قفسم برام بسه
|