|
صفحه ی ترجمه های احمد سینا در مانیها

گیوکوندا بلی
نيكاراگوا
متولد سال ۱۹۲۷ است - تحصيل كرده ي مكزيك و ايتاليا و برگشته به نيكاراگواي
سوموزا. شاعري رمانتيك كه با زباني شهواني توجه ي بسياري را به خود جلب كرده
است . او مي گويد: در زبان رازي و رمزي است ؛ بدن. نقشه . و ستارگان.
از روزانه هاى آرديانس
به پيچاپيچ ِدهليزِ كرتا
نمايش ِ عشقي شگفت
نشانده اي به مينوتارووس
كه زنداني ي حالاي غاري تنها است !
گريزگاه ؛ يعني
پنهانِ ازنگاهِ او ماندن ست
بسكه نزديك است
كه مي توانم نفسهايش را شماره كنم !
مي گويم
حالا ديگر
حتي ردي از مرا هم نمي داند
بسكه محبوسم.
گرفتاري اي بر خاسته
در اين مغاك
در زير ِ چتر ِ اضطراب ِ
مواظبتي از او ، كه مي خواهد
همين گونه نگاهم دارد.
سوسوئي تنها مي بينم از مفري كه مي خواهد
راه ِرهائي
و چشم ِ اسفندار ِ فاجعه را نشانم دهد.
توامان ِ شناخت و تيرگي ي جهل
توامان ش عشق و نفرت
به گوشهاي بي حس و مواظب ِ او گوش مي كنم ـ
گوشهائي كه هميشه بيدارم مي دارد؛
انتظار و ترس
در اين زمان ِ خم اندر خم
تاريكي اي ديدني
و غرقه ي فكر ِ فگار
و اينكه
چگونه مي توانم از تو دورش بدارم
تسيوس!
كه آرديانه… آرديانه
نگاهم مي كني
و رشته ي خروج مي طلبي
|
|
|
