|

بانو گلرخسار صفی
شاعر ملي تاجيكستان
مشاعره
بنام خداوند جان و خرد
شاهنامه وطن است
شاهنامه سخن است
سخن بي مرگي
شاهنامه روح است
به تن بي مرگي
شاهنامه وطن است
وطن بي مرگي
*
آري، آري
شاهنامه وطن است
وطني كز من و تو
نتوانند به شمشير و به تزوير ربود
شاهنامه خرد است
خردي كه به جهان آموزد
هنر «از جهل نامردن» را
شاهنامه ادب است
ادبي كز ثمر سبز درختش
جاودان بهره بگيريم
شاهنامه نفس است
نفسي كز من و تو گر بربايند
بميريم!
بميريم!
بميريم!
دوشنبه شهر 1997
|