
صفحه ی ترجمه های احمد سینا در مانیها
Gunnar
Harding
سوئد
-
به سال ِ ۱۹۶۷ براي اولين بار با يك دوجين دفتر در شعر، حضوري عمومي يافت . بعد
، يك رمان ، مجموعه مقاله اي در رابطه با فرهنگي چند مليتي، حاشه اي بر ازرا
پاند و دستچيني از اشعار خود را عرضه داشت او از جمله مهمانان ِ جشنواره ي شعر
مالمو در سال ۱۹۹۴ بود.
ل
مترجم :
احمد مومنی ( سینا )
دورِاختتام
علف ِ سبز: زمينه اي براي اختتام ِ كامل ِ يك دوره از بازيي ديگر
؛ بازي اي كه بطور ِ مداوم اشكال ِ اضطراب مي سازد
ل
ل
كه تا تمام ِ چيز ها مبدّل ِ به يك خرناسه شود
نفيري كه برج وُ بارو مي پاشد.
ل
پيادگان اما ، پيادگان
به جامه هاي ليليه فورستنس
ميان ولاياتي مي گذرند و محو مي شوند
كه رنگ هاي وزنده ي
وز و وز كننده دارند.
جاذبه اي غريب. خطي عتيق . حكايت ِ رفته. راقم
زنبق ها به علامت مبدل مي شوند.
پروانه ها به هيروگليف تصوير مي دهند
و قاعده اي بي تفسير
فراز ِ شاخ ِ
گاو ِ نرِ قديمي
به اهتزاز مي آيد.
ل
دهليزها اما ، دهليز ها
چيز ِ ديگري است
معمايي با مفرهاي فراوان
پيچايچي
كه زنبوركان
هرروزه آن را مي يابند
و سفاين ِ دريايي
از كنار آن مي گذرند.
ل
با اين نشان ،
ل
علامات ، خطوط ِ هدايت اند.
ل
با اين مفهوم ،
ل
امواجي لغزان آن ها را هبه مي كنند.
ل
ديهيمي از كف هاي حاشيه
از ساحل تا شكست :
ل
نشست ِ خورشيد ِ هرروزه
و سياهي ي بادبان هايي
كه به اهتزاز ِ آشفتگي مي آيند
آشفتگي ،
ل
كه عاقبت
نظم هر چيزي را بيان مي كند.
ل
ساحل اما ـ آشكارا ، رازي سنگين نشسته است
كه مي خواهد ، اسم اش را به آبها ببخشانَد
به خاطر ِ تمام ِروزگاران ِ نيامده
و روشنايي متبلّور.
ل
تنها چشمي كه تنها مي چرخد
و آهسته
غريق ِ آب هاي جهان مي شود.
ل
|