[ خانه ] [ پدیدآورندگان ] [ شعر ایران ] [ شعر جهان ] [ مقالات ] [ language ] [ داستان ] [ کتاب الکترونیکی ] [ فیلم و صدا ] [ ویژه نامه ها ]

Independent poetry                                نخستین سایت تخصصی شعر ایران                                         www.maniha.com
7 اردیبهشت 1384  

شكلات

مریم هدایتی

 

مرد شكلاتي زير گرماي تابستان آب شده .

صورت ورم كرده و پت وپهن ، دستهاي بي حال و افتاده ، گردن خم .

انگشتش را بالا مي آورد ، درست روي انگشت سبابه اش ،

  تكه اي رنگ قهوه اي چسبيده .

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

نگاه مي كند ، يكي از پا هاي مرد شكلاتي نيست.

 همينطور كه راه مي رود انگشتش را به ديوار مي كشد ‌،

پاي مرد شكلاتي حالا مي شود ، خط باريك و منقطع شده ي قهوه اي روي ديوار .

 . . . . . . . . . . . .

 دختر بچه قصد داشت در بعد از ظهر گرم شكلات بخورد ،

حالا زرورق را دور مي اندازد .

مرد شكلاتي ، عريان و وارفته ، با يك پا ، كف دستش  پهن شده .

با دو انگشت آرام ، دست مرد را مي گيرد .

هنوز به دهان ، نرسيده له مي شود.

دست مرد ميان دو انگشت ظريف دخترك وا مي رود.

انگشتش را با دامن پاك مي كند .

دست ديگرش را ، همان دست را كه حالا مرد شــكلاتي با يك دسـت ويك پا ،

كف آ ن پهن شده ،‌ بـــالا مي آ ورد ،

 مرد شكلاتي را درسته در دهان مي گذارد .

  

 آ فتاب درست روي سـرش مي تابد .

 صورتـش از آفتـاب و شـكلات به هـم مي رود .

 چه روز لعنتي و چه شكلات آشغالي .

  . . .

محتويات دهانش را ـ همان مرد شكلاتي بي دست وپا را ، كه حالا

 در هم و له شده ـ تف مي كند روي آسفالت داغ .

 لحظه اي به پس مانده نگاه مي كند .

 اين تصوير حالش را به هم مي زند . سرش را برمي گرداند ،

وانمود مي كند كه همه چيز را فرامــوش كرده است ؛

همه تلاشــش را بري چشيـدن طعم شـكلات .

 . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

آواز خوانان كوچه را بر مي گردد.

 

مريم بيست دي ماه 83

 

 
ویلاگ مانیها درباره ی مانیها مواضع مانیها ارسال آثار تماس با مانیها جستجوی مولفان دریافت فونت معرفی کتاب پیوندها آرشیوها
Copyright ©2003-2005 All Rights Reserved for " maniha " The independent poetry' website