![]() |
|
|
|
گزیده ی خبرها
مریم هوله
غروب در پاچه ی شلوارت که می زنی بالا مغازه ی استحمارت باز می شود نُچ ! اینجا دیگر معلوم نیست جای تو کجاست آن سوی پیشخوان این سوی پیشخوان یا روی پیشخوان .... ؟! مهم پیشخوان است که وجود دارد و من که وقتی بدون ِ اونیفورمم راه می روم برای رودخانه باید از جایی شامپو بخرم ! مهم خریدن است تقلبی بودن ِ کالا جزو ِ حرفه ی من نیست مهم مرده شورست که از مرده ها نان می خورد هویت ِ مرده ها کاغذ بازی ست !
در مکان ِ بعد از جنگ ... بیل ها و سلیقه ها رفته اند توی امکان ِ دیگر حلوا پخش می کنند ( تفنگ هایی که لباس شان مُد عوض کرده ؛ ) از آنجا که نقاهتش شروع شده سرزمین ِ مقطوع النسل آدم ها را بهتر می شود دید آدم هایی که اونیفورم شان مرا هموطن می کرد ! پشمک می شوند در پارک ِ چند سالگی ام بادکنکی آنها را می خرد چشمک می شوند دهانی آنها را می جود ...
غروب ها کیفت را بگذار روی اونیفورمت تا بدنت سر داشته باشد ! بعد بزن بیرون انقلاب کن !! برو میدان انقلاب - درست وسط ِ شهر – با دوست دخترت یواشکی دو شیشه پپسی بخر بخور ! اینجا مهم نیست که فکرکردن گوشتی ست یا کاغذی مهم اینست که راه می روی اینکه پاهایت از کجایت فرمان می برند جزو ِ اختیارات ِ باد ست اگر می توانی شکارش کن ! شکار ِ باد اینطوری ست : دور ِ دستت که مشت کرده ای تا ابد بچرخ ! مطمئن ازینکه خودت هستی !
نوشابه ... نوشابه ی دوربین ... تا جغدها از خرطوم ِ روده ها پخش شوند بین سلول ها هرکدام با کاغذ ِ دستورالعملی مایع !
باور کن دیدت نمی زنند ! اینقدر آرام بخش نخور ! معتاد می شوی !
کانال 1 : هسته های گلابی دارند دفع می شوند کانال 2 : تلویزیون دارد نماز می خواند کانال 3 : نگرانی دارد مارمولکی را لِه می کند کانال 4 : باور کن هیچ اونیفورمی عشقبازی ِ دو مارمولک را لای جرز نمی بیند کانال 5 : بزن به بیراهه ! خارجی ها دارند می رقصند ... کانال مشابه : - آن ورتر - بچه ی 6 ماهه دارد تبیلغ می کند : کمربند ِ استفاده ی بهینه از مغز ؛ مشابه ِ 7 : دیوانه خانه رسمی ست دیوانه از قفس پرید ! مشابه : بستنی دارد از سرنگ بالا می رود مشابه ِ چند ... چند ؟ تفریح نبش ِ قبر می کند ما اشتباه شده ایم ! نفس کشیدن ِ مشابه را دست کم نگیرید ! نفس می کشد ... نفس می کشد ... نگاه کن !
کانال 1 : توی جرز ِ دیوارهای اتاق که تویش دارند اخبار می خوانند کسی دارد به چیزهای بیشتری فکر می کند کسی که دیروز پپسی کولا خورده ... زندانیان ِ سیاسی وجود ندارند ! باد ! باد ِ بزرگ ! بقال ها را هم تازگی ها اعدام می کنی ؟! خفاش ِ شب کرگدن سفید کرکس های سیاه ... باند های محکوم به اعدام که از روی 20 سالگی پریده اند روی پپسی از روی پپسی پریده اند روی زن ... استغفرالله ...!
گزیده ی خبرها : نرخ ِ انقلاب گران شد ! طبق ِ آمار ِ وزارت ِ جغد ... با هماهنگی ِ ستاد ِ جدول های حروف متقاطع ... سیاست ، عمل ِ سیاسی ، جرم ِ سیاسی مترادف است با زن تا می توانی بلند شو ... با همه ی آلات تناسلی ت ... ای مغز ... ملت ِ غیور ! به یاری ِ رفیق-خداوند ... از دیگر دستاوردهای پیشرفت ما تمدن ِ زندان هاست پاچه ها را بزن بالا غروب سیاه تر از آن شده که حالا وقت ِ اخبار گفتن باشد ! حواست کجاست ؟ و حالا ... « مشروح ِ» خبرها ...
6/8/1381 تهران
|
|
|