|
مریم هوله جهان اول عزیز !
حیف که اگر کشورهای بشردوست از حقوق بشر در کشور من حمایت کنند ضرر می کنند ! چند دلار ؟ یا چند توریست ؟ نکند قیمت نفت یک قران گران شود !
این مهم نیست هنوز که آهی نکشیده ای برای اعدامی ها یا تکه های گوشت در بخش جراحی اوین ! تو فصلنامه ی حقوق بشرت را پشت تریبون تمیزت تکمیل کن ! به چیزهای بد فکر نکن ! خراب کاری می کنی یکوقت توی تلویزیون ! به کراواتت دستی بکش تاکمی نرم تر شوی بعد برو سروقت حقوق حیوانات .... دفاع از محیط زیست .... فستیوال همجنسبازان .... حقوق ایرانی ها که معلوم است ... جهان اول عزیز! اگر نام سیدعلی خامنه ای هیتلر بود باز هم سکوت می کردید ؟ رهبران گارد شکنجه با شما همکاران محترم قهر می کنند اگر یک کلمه مرا دلداری دهید ! که من با شما از رنسانس عبور کرده ام با شما به اینجا رسیده ام مگر امروز هفتم آگوست نیست ؟ مگر قرون وسطا فقط تاریخ نیست ؟ اما ما لای آن صفحه گیر کرده ایم تندتر ورق بزنید ما گیر کرده ایم تندتر ورق بزنید تا باد بخورد زخم هایمان... از روی گیوتین آنقدر ُسر خورده ایم که لخته نمی شویم باد بزنید که خشکمان کنید لااقل ! گردن بریده را نگذارید سرک بکشد طفلکی توی خوشبختی تان شانزلیزه و آزادی های پاتختی تان تندتر ورق بزنید گورمان کنید توی همان صفحه خون راه گرفته دارد بوی کتاب را متعفن تر می کند کم کم هوای تمیزی باقی نمی ماند که به صندلی ها و شعارهای شیک تان بیاید ! مگس ِارواح قربانیان که خروار خروار روی سخنرانی تمدن می بارد ... دست تکان می دهد جناب تمدن می پرند و باز می نشینند... مشت میزند می پرند و باز می نشینند ... شلیک می کند .... این بشر است که با مغز سوراخ در آروغ های بلند میکروفون می ترکد .... 7 /آگوست/ 2003
|