|

مریم هوله
مرده های طبقه پایین
آهسته
خانه ها در حركت
تازه پياده ها از دمپايي سوار تونل بان
كه مغزهايش
سفينه هاي مابعدالطبيعي
در شكم هاشان نشخوار مي شود
حالا پياده ها كه روي سيگارم ماتيكي مي شوند
از پهلو نيش مي زنند
واكسينه شدن ؛
ومن از موجودي به نام انسان
مصون خواهم
ماند
پروردگارا ! چندلحظه كيفم رابگير
تامن كفشهايم راببندم
عطسه هايم روي زمين نريزند
دار و ندارم همين است
ـ پاگرد سردي ست ، اگر سرما نخورند !!
تَق . . . تَق . . .تَتَق . . . ـ ببخشيد !
اينجا خانهء ابري ست كه از سقف شما آويزان است ؟!
چند لحظه پيش كه عقم گرفته بود از صداي پايتان خودش را
دار زد!
تََق . . . تَق . . . تَتََق . . .
ــ بعله !چه وقت در زدن است ؟ باريد روي مرده هاي طبقهء پايين
!
تَق . . . تَق . . . تَق . . . تَق . . . تَق . . .
پله ها ! اين مرده هاي طبقهء پايين چرا نمي رسند ؟
تا كي مي خواهيد همين جور پايين تر ادامه ام دهيد ؟ !
نه ! انگار آن مرده هاي پايين هرگز نمي ميرند
از نشستن ِ آن بالا
روي مبل هاي دست سوم
كه هزارهء سوم رسيده و
اين پله ها نه هنوز . . .
انگار هرگز!
كه انگار اصلا طبقهء پاييني در كار نبوده !
پس من مردم ِ كه هستم ؟ ! كه شوهرم غيرتي شود
با سرنگ چند سي سي
فحش بپاشد به سقف ها ؛
پس من مردمِ كه هستم ؟ ! كه انجماد شيشه هايش را رنگ كند
تا نفس هايم خيس كرده باشد رويشان
آآآآهان !!!!! چاي را بگذار !!! دارد نفس مي كشد !!!!!! سيخ را
بيار !!!!!!!
بجنب !
مردم خمار است
. . . بدجوري . . . بجنب مارمولك !!!!
حالا مارمولك كه مارمولكِ من است
انگار افغانستان يا شورت كثيف كلينتون ، گوشهء حمام
كه وقتي شوهرم نيست از تنهايي با او حرف مي زنم .
. .
شايد روزي كه مهماني شب خانهء ما مانده لهانده باشدش
تا انسان بزرگ من
از روي حماقت در من
ساعتها گريه كند . . .
اين خانه بدجوري دويده
با اينكه طبقهء پاييني ست و انگار اصلا چنين چيزي در كار نيست
از ساختمان جلو زده
ديوار شكم داده رو به كوچه
و سرما مي ترسد كه آجري چيزي
تف شود به
صورت كسي كه آن بيرون ايستاده
كسي كه آن بيرون ايستاده ؟!!
نه ! خداي مرا زنبوري با خود برد
كه سرش را توي يك كاسهء عسل پيدا كرده بودم
و دمش را وقتي كه ديگر قورت خورده بود
خانه قورت خورده بود
ديگر طبقهء بالا كه ميزگرد خوكهاي نجومي
طبقهء پايين كه انگار اصلا نه
قورت خورده بود
اما خانه ام آنقدر دويده كه باران اين سالها
همه اش
عرقريزانِ سالهاي جامانده اش !
حالا از چه كسي مي پرسي كه اين چاله ها رد پاي كيست ؟ !!
چه كسي در كدام فيلم از راه فاضلاب
فرار كرده است ؟ !
پاييز 1380ـ مريم هوله
|