|

مریم هوله
اهلی راه راه
تعمق های الکلی
تسلاهای مفنگی
پریدن های بنگی
ورپریدن های طبیعی ...
پنجره از دست ِ مومیایی در رفته
بادبان ها را هشدارها کشیده اند
سوتت را بزن و همینطور که راه می روی پاره شو !
در پاره شدن است که بادبان دچار ِ عبور می شود
وگرنه مثل ِ باقی ِ گوسفندها برای خودش می رود !
کسی که روی تو ایستاده کسی ست که دارد فرومی رود در تو
کسی که روی تو ایستاده خود ِ توست که جز او هیچ کس نبوده ای
گُل در دهان ِ فیلسوف ِ بزت ...
تفنگی در ماتحت ِ محتاط ِ انقلابی ت ...
- ترانه ها را کی بغل می کند ؟
- خری که بار می برد و احتمال دارد که عاشق باشد !
- پس اندازها را کی آتش می زند ؟
- رویاهایی که عین ِ پِهِن مدام به زمین می رسند
توی دست
مان ...
- پایت را کی لگد کرده پس ؟!
- پایی که پس است
- دستت را کی نیشگون گرفته ؟!
- دستی که حواسش هست ...
من خواب نیستم
مطمئن هستم که خواب واقعی ست !
گور ِ خر ِ راه راهی ست آدم
هرچه جلوش بیندازی راه می شود
راه راه ...
- پس پوست کی می اندازد ؟
- هرکه پوست دارد و احتمالن چیزی تویش
که مدام می گندد ...
بزرگ می ترکد دیگر !
بزرگ ها گندیده های جامانده اند
بزرگ ها در تاریخ های شخصی و ملی شان جامانده اند
کتاب ها پر از نام
های آنهاست !
این کوچکترها هستند که هنوز دارند راه می روند
پوست دارند راه راه
و چیزی توی شان که بزرگ نمی شود بیخودی
نمی گندد !
- پس کی چی را جلو برده داش ِ من !؟
- کسی را که رویش ایستاده کی ...
کی کسی را که رویش ایستاده فرو ...
فرو کسی که ایستاده بالاتر رسیده است !
پایش تا توی شکمم
دستش توی چشم هام
آدم به دنیا می آید تا کسی را از بالا بکشد پایین اندازه ی تنش کند
پوستش که افتاد پروازهای برهنه جادوگر ِ چارپاهای دوپاست !
فنجان گمان کرده به من انس گرفته
می توانم گمان کنم خو گرفته ام
آدم که اهلی ِ خودش شود جهان ، وحشی خانه است
باید دورش زد !
3/ژوئن/2004
استکهلم
|