![]() |
![]()
مریم هوله دَدَر خطرناکه
تقدس فضولات خدشه دار می شود با سایه ی پروردگارشان – انسان - واژگونگی ما هم در نیازمندی های همین روزنامه چاپ می شود هر روز ... تا زمانیکه یک نفر ماشه را روی گیجگاهش می چکاند یا دختر لیموفروشی را از راه به در می کند ... مسئله پول نیست شاید چشم مصنوعی ِ کسی را در آوَرد با توپ شش سالگی اش یا شلوار کسی را پایین بکشد در دیازپام ِ هفده سالگی یا برهنه شود پیش کسی دقیقا برهنه ی مادرزاد در هفت هزار سالگی من هم قبول کرده ام از جیب خودم بخورم ! سرم توی بدی های خودم باشد وگرنه شباهت ِ حرکاتم دست هایم را لو می دهند خودکار در ساندویچ جا می گذارم تا یک قرن چشم ِ آدم های کتاب خوان توی معده ام جا مانده باشد پاک کن زیر پایم له می کنم تا بوی یک قرن آدم های زیادی که از تابوت می ترسند ... ( اما آن را با دقت و وسواس می خرند ) هیچوقت اعتراف نمی کنم جهان بی اهمیت است تهران یا لندن ... بورس انجمن قلم یا موش ِ خانه ی مولانا ... فقط تو که منی ... امتحان کن ! ناخنهایت را توی چشم هایم بکش تا باورت شود که هیچ اتفاقی نمی افتد من دقیقا همان را می بینم که زیر پوستم گلبول می شود آدم می شود می زند از چشمم بیرون باکتری می شود آدم می شود می زند از دهانم بیرون انجیل می شود آدم می شود می زند از جایم بیرون که بیرون می افتم ...
من فکر کرده ام که حرف می زنم وگرنه حتا خواب ِ این قراردادها و پیاده روها را هم نمی بینم فکر کرده ام که حرف می زنم وگرنه تو چه تو باشی چه من کی هستی که برای حرف زدن با تو فکر کرده باشم ؟! برای فکر کردن به تو حرف زده باشم ... دور ِ باطل نیست ... نه ! این غرور است که قرن را نجات می دهد غروری که احمقانه بودنش آنقدر غریبه است که هیچ مورخی مرگ را باور نمی کند تا ناگهان باور، نه چون فکر نکرده فکر نکرده چون باور نه ...
حالا هم بدون اینکه به چیزی فکر کنی چار دست و پا برو دم ِ در بگو دَدَر من می آیم تهدیدت می کنم اووف ! دَدَر خطرناکه ! 19/6/1381 تهران
|
|
|