|
مریم هوله
دندان صبر را کشیده ام
صبر ِ گردن کلفت ! من را انجام بده ! چه می شود گفت ؟ در حکومت ِ تو درها تعطیلند از درهای کساد فقط خدا را می شود دید اینها به چه درد من می خورند؟ حتا خوشبختی را هم تو داری انجام می دهی صبر ! بدن مچاله ی سلولی ست که کرایه اش را ممکن است انجمن قلم هم بدهد
حالا حالاها من را انجام بده درها بسته اند... من و تو با هم تنهاییم ... نه همسرم در است نه بچه ام بگذار این پنجره های ریز آسیب ِ پروازهای درشتم را نبینند با خودت حال می کنم مارمولک ! صبر ِ نخاله ی چموش ! تا می توانی انجامم بده !
31/جولای/2003
|