|
گزارش
خاک ، خاک پذیرنده اشارتیست به آرامش ) فروغ فرخزاد ) ریه های لذت پر اکسیژن مرگ است ) سهراب سپهری ) آنک اشاره ی دربان منتظر ... کوتاه است در ) پس ان به که فروتن باشیم ) احمد شاملو
پیچ سیاه ، یک اتومبیل زرد رنگ برخورد کرده با کامیون به شماره ی 540-55 نه هنوز نه ... هر دو به آمبولانس ... تو اینجا چکاره ی شعری که با گزارش ِکوتاه ِ... گوش کن ! حالا صدای پای دو مرد است توی شعر که می دوند تا سر ِ سطری که آمبولانس ... بخش ِ4 ... بعد ورود ِ دوباره ی مردان که جسم های ترک خورده شان هنوز مست ِتنفس است...هوایی که مرگ... نه ! او خواب... نه! خیال ِ... « ببین! قسط ِآخره ... حالا که بچه ها...» و سپس در کناره ی جاده که مرگ ایستاده بود بین ما ، ما رو به مرگ ، سبقتِ آخر وَ بعد هیچ دو صندلی ، دومردِ نشسته کنارِهم با چهره های تف زده ... آنک اشاره ی دربان ِ منتظر که بیایید و بعد در ، کوتاهی ِ دری که فروتن وَ بعد تن پیچیده در کفن تن ِ خیست که تا هنوز پیچیده در کفن ، کفنی که قواره ی ت و را « دُرُست قد ِ خودِش بود » و بعد خاک ، آرامشی که خاک اشارت به آن وَ من بااین خیال شعر به پایان... نه! وقتِ عصر، هر روز وقتِ عصر، دو ماشین... شماره ی نه ! نیستند ، روح دو ماشین ... درست عصر... برخورد می کنند ... صدایی شبیه به ... به یک تصادفند ولی نیستند ، نه ! تنها همین صدا که خبر از دوباره ی ...
|