خانه پدیدآورندگان شعر ایران شعر جهان مقالات language داستان کتاب الکترونیکی فیلم و صدا ویژه نامه ها

Independent poetry                                نخستین سایت تخصصی شعر ایران                                         www.maniha.com

 

تغییر رویه ی بی بی سی و

 بازتاب اعتراض شاعران و نویسندگان در اعتراض به برنامه ی هدایت

 

 

پس از اینکه جمعی از شاعران و نویسندگان ایرانی در بیانیه ای روش برخورد با زندگی خصوصی هدایت در برنامه ی بی بی سی را مورد اعتراض قرار دادند ، تغییر رویه ی محسوسی در رفتار بی بی سی رخ داد . تغییر رویه ی بی بی سی قابل پیش بینی بود ، هر چند روش معمول اینگونه خبرگزاری ها سکوت درباره چنین اعتراض هایی است اما در کنار این سکوت بی بی سی در روزهای اخیر چرخش چشم گیری در رویه برنامه ی مربوط به هدایت صورت داده و در یک مورد دیگر بازتاب دهنده سلاخی آثار هدایت توسط ناشران و اداره ی ارشاد بوده است که این جای خوشحالی است .اگر برای اعتراض صورت گرفته از طرف شاعران و نویسندگان ایرانی حداقل یک دستاورد قائل شویم ، این امر که می توان با در کنار هم بودن صدای اعتراض را بلند تر کرد و به نتیجه رسید . این نه تنها در مورد موضوع هدایت که درسی برای نسل ماست که سالهاست دور از هم و جزایری تنهاییم و حضور یکدیگر مانع حضور خود می یابیم . اینکه حس کنیم به عنوان یک اعضاء یک خانواده می توانیم در خداقل ها با هم تفاهم داشته باشیم و جلوی هرزروی ها و کجروی های فرهنگی را بگیریم . ا

امضا جمع کردن و پیشینه ی آن در میان ما ایرانیان ، شاید به دلیل اوضاع سیاسی ما و انجام هزاران باره ی آن از سوی نهاد ها و اشخاص در حیطه ی سیاست ، شاید به نظر کار خوشایند نمی آید و گوارایمان نیست اما هنگاهی در میدانهای نابرابر تبلیغی و رسانه ای چاره ی دیگری نیست ، حداقل کاری است که می توانیم اعتراضمان را با آن نشان دهیم . ا

نکته ی دیگر اینکه بودند دوستان بسیاری که با نامه ی الکترونیکی و یا تلفن موافقت خود را ابراز کردند و از امضای بیانیه عذر خواستند و دلایلی ذکر کردند ... که از همه ی آنها هم ممنونیم و بودند دوستانی که به دلایلی خاص ترجیح دادند به تنهایی اعتراض کنند که دست آنها را هم می فشاریم . ا

امید که بار دیگر ناچار به اینگونه اعتراض ها نشویم و رسانه ها در مسائل فرهنگی دقت بیشتری به خرج دهند و امید که اگر چنین شد دوباره متحد و یکصدا فریاد بزنیم . ا

در پایان لازم است از سایت های دیدگاه ، روشنگری و گویا و رسانه های دیگری که در بازتاب این اعتراض یاریمان کردند تشکر کنیم  . ا


 افراخوان مانیها در اعتراض به برنامه ی بی بی سی درباره ی هدایت

 

تصویری از نبودن صادق هدایت

 

شاید قرنی از زمانی که زندگی خصوصی هنرمند را راهگشای خوانش آثارش می دانستند گذشته است . امروزه دیگر مرگ مولف و عدم تداخل زندگی خصوصی مولف با اثر ،  از ساده ترین مفاهیم نقد ادبی جهان است . این روزها بی بی سی برنامه ای را به بزرگداشت صادق هدایت نویسنده بزرگ ایرانی اختصاص داده است . گمانمان این نیست که هدف از چنین برنامه هایی  نقد و بررسی ای ارزشمند بر آثار او باشد اما هدایت بیش از هر چیز یک نویسنده است و اگر برنامه ای درباره ی او تهیه می شود ، نخست باید درباره ی کار او و مختصات آثار او حرفی به میان آید و سپس حواشی و زندگی خصوصی او طرح شود . اما در برنامه ی بی بی سی یکسره به زندگی خصوصی او پرداخته می شود . در آن هم نیستیم که بگوییم یک رسانه - هر چقدر هم که سابقه اش در کارهایی از این دست - به زعم گردانندگان آن فرهنگی - روشن باشد ، حق ندارد تنها و تنها به زندگی خصوصی یک هنرمند بپردازد ... موضوع اینست که در این سلسله برنامه ها خصوصی ترین جنبه های زندگی او مورد بررسی قرار می گیرد .

اخصوصی ترین جنبه های زندگی یک فرد که فاش کردن آنها نه تنها کمکی به خوانش آثار او نمی کند که به تخریب او و ترور شخصیتی او می انجامد . مسائلی از قبیل سکس و اعتیاد و رفتارهای روزمره ی هدایت به شنیع ترین شکل ممکن از زبان افرادی که ظاهرا خاطراتی از او دارند بازگو می شود . بی بی سی رسانه ی کوچکی نیست که در پی شهرت باشد و به همین دلیل این امر هدفی جز تخریب او را دنبال نمی کند .   ل

مطالب این برنامه سندیتی در حد خاطرات چند پیرمرد دارند و نامه هایی که دیگران به هدایت نوشته اند و هیچگاه حتی یک سند قابل اتکا درباره تهمت هایی که به او بسته می شود ارائه نمی گردد . پس از پخش چند قسمت از این برنامه ، مقاله ای در مانیها به چاپ رسید که اعتراض روشنی بود به این رفتار بی بی سی . ایم مقاله به پیوست همین فراخوان قابل مطالعه است تنها به این جهت که ابعاد این ترور شخصیتی روشن شود . به دلایلی روشن این اعتراض ها در رسانه های دیگر بازتاب نیافت و بی بی سی اکنون بنا دارد که برنامه را تا چهارده قسمت دیگر ادامه دهد . ما ، جمعی از شاعران و نویسندگان و روشنفکران ایرانی در اعتراض به این ترور شخصیتی اقدام به تهیه ی این فراخوان کرده ایم و امیدواریم با تایید شما و امضاهای بیشتر و انتشار این بیانیه بتوانیم ادامه ی پخش این برنامه و تصحیح رفتارهایی از این دست را متوقف سازیم .  ا

با سپاس و عشق

علیرضا آدینه( شاعر ) - رضا آران ( شاعر ) - افسانه آریا ( منتقد ) - ست اسلامی ( شاعر )- فرهاد اکبرزاده ( شاعر )  ل

آصف ادیب ( شاعر ) - کیوان اسدی ( شاعر ) - حجت بداغی (نویسنده  ) -   موسی بندری ( شاعر )  -  ل

 ناصر پیرزاد ( شاعر ) - علیرضا پورمسلمی ( شاعر ) - حمیرا تاری ( شاعر ) -  ل

شهرام جهانسوز ( عکاس و ژورنالیست ) - عبدالمطلب خاکسار قیری ( شاعر ) - محمدرضا خواجه پور ( شاعر ) -  ل

ژیلا رضایتی ( شاعر ) - محمد رنجبر ( شاعر )- م.روانشید ( شاعر ) - رامتین زارع ( ) - زویا زاکاریان ( شاعر )- ل

 ماندانا زندیان ( شاعر )- فروهر سجادی ( پاسدار زبان فارسی ) - مریم سجادی ( آموزگار زبان فارسی ) -  ل

سید حمید شریف نیا - رضا شنطیا ( شاعر ) - رضا شمس ( شاعر ) - فریاد شیری( شاعر و نویسنده )- جلیل صفربیگی  ل( شاعر ) -  ل ل

مجید ضرغامی ( شاعر ) - نیلوفر طالبی ( مترجم ) - علی طبیب زاده ( شاعر ) -هومن عزیزی ( شاعر و نویسنده ) - ل

 دیاکو علوی ( نویسنده ) - شهرام عدیلی پور ( شاعر )ل- کیومرث عزتی ( داستان نویس ) -  ل

نرگس غفاری ( رادیو ایرآوا ) - محسن فتحی زاده ( داستان نویس ، شاعر ) - خدامراد فروهر( شاعر)-  ل

ضیا قاسمی ( شاعر )-علی قربان نژاد( شاعر) - اردشیر کاظمی( بازیگر سینما و تلویزیون )- شیما کلباسی ( شاعر )- ل

 ل ثریا کهریزی ( شاعر ) -رباب محب ( شاعر و نقاش )- شیدا محمدی ( شاعر ) - روح الله محمدی - مانی -( شاعر)- ل

 روح الله محمدی قیری ( شاعر ) - امید منصوری ( شاعر ) - سوزان مسگران ( ) - لیلا مشرق ( شاعر )- ل

مسلم منصوری ( فیلمساز ) - مهریار میرنیا ( مترجم و منتقد ) - علی مؤمنی ( شاعر ) مهدی موسوی ( شاعر ) - ل

 مرتضی نادری ( داستان نویس ، نمایشنامه نویس ) - محمد حسن نجفی ( شاعر و منتقد )   ل

ناصر نجفی ( شاعر و کارگردان تئاتر ) - مرتضا نجاتی ( شاعر ) - سپیده نجیدیان ( داستان نویس ) -   ل

عباس نخجوانی ( شاعر) - قاسم نصرتی ( داستان نویس و شاعر ) - بصیر نصیبی ( کارگردان سینما ) - نوشی ( نویسنده ی وبلاگ نوشی و جوجه هاش ) - مازیار نیستانی(شاعر)  ل

 حوریه هادی ( نقاش ) - احسان هاشمی ( شاعر ) - سینا هدا ( نویسنده ی وبلاگ خطورات ) - مریم هوله ( شاعر ) - هومان(  شاعر ) - مینو یلدا ( شاعر )  ل


دوستانی که مایلند امضای آنها به لیست اضافه شود لطفا از طریق میل مانیها به ما اطلاع دهند با ذکرنام کامل و در صورت تمایل توضیح درباره ی شغل فرهنگی ( نویسنده، شاعر ، یا ... )  ا


 

پاسخ به واکنش یک دوست درباره ی این فراخوان


صداهای دیگر :   ل

دون کیشوت منطقه ی ما مرد نیست نگاهی به سلسله برنامه های بخش فارسی رادیو بی بی سی در باره  صادق هدایت

اگر مطلب کوتاهی دارید که فکر می کنید انعکاس آن لازم است برایمان ارسال کنید

ارضا شنطیا :   ل

آیا ما آرتور رمبو را به آدم کشی اش می شناسیم؟ آیا کافکا را به دائم الخمر بودنش می شناسیم؟ این که فوکو همجنس باز بوده چه نقشی در خواندن آثارش دارد؟ چقدر اهمیت دارد که شاملو چند بار ازدواج کرده؟ چه اهمیتی دارد که فروغ و نصرت چه روابطی با هم داشته اند؟ آیا هایدگرِ فاشیست دیگر یک فیلسوف تاثیر گذار نیست؟ آیا نیچه چون جلق می زده بایست نادیده گرفته شود؟ آیا هدایت...؟ نه! نه! هر کس می خواهد به هدایت برسد باید صادق باشد. ( لااقل با خودش )  ل

رادیو بی بی سی که دشمنی دیرینه ای با صادق هدایت دارد به مناسبت صد و یکمین سال تولد آن غول زیبا ویژه برنامه ای تدارک دیده و تا می توانسته هدایت را تخریب شخصیتی کرده است. این برنامه با اعتراض های پراکنده ای روبرو شد؛ اما اکنون این رسانه تصمیم گرفته چهارده برنامه ی دیگر این اراجیف را ادامه دهد. جمعی از شاعران و نویسندگان به توسط مانیها تصمیم به محکوم کردن این حرکت غیر فرهنگی و کاملا برنامه ریزی شده گرفته اند. ل

دستینه ( امضا ) ی من پیشکش به اشباح و ارواح هدایت که همه جای زندگی ام را تسخیر کرده است.ل

شما هم می توانید دینتان را به پدر داستان نویسی مدرن ایران ادا کنید.ل

گزلیک دسته استخوانی آقام هدایت اکنون در دستان ماست و بر ما و شماست که آن را در شکم رجاله ها و لکاته ها فرو کنیم.ل

زیاده تصدّقتان

 

 


 

 

راحتش بگذارید

پاسخی به رجاله های بی بی سی

هومن عزیزی

 رادیو بی بی سی نیاز به توضیح ندارد . همه رادیو بی بی سی و خطوطی را که روی آنها حرکت می کند ،  به خوبی می شناسیم . خرده ای هم بر آن نمی شود گرفت چون هر رسانه ای آزاد است که هر دیدگاهی را باز تاب دهد . اما آنچه مرا وا داشته که این بار واکنش نشان دهم ، برنامه ی توهین آمیزی ست که به مناسبت صدمین سال تولد صادق هدایت و برای « کوچک داشت » - متضاد بزرگداشت و به معنای تحقیر – او تدارک دیده است .

بی بی سی در برنامه ای طولانی که سه قسمت آن تاکنون پخش شده است ، به تمامی جنبه های زندگی خصوصی و حواشی زندگی او و شرح مشکلات جنسی و رفتاری و اعتیاد او به مواد مخدر پرداخته است و با دوجین آدم که شاید هیچ کدام از آنها کمتر از سه ربع قرن عمر ندارند ، به مصاحبه پرداخته و یا نقل قول کرده است .

ابتدا سعی می کنم شمای کلی ای از این برنامه ارائه دهم :

 بی بی سی ابتدا در چند ثانیه و از قول مسئول گردآوری دانشنامه ی ایرانیکا تمام آثار هدایت را به نقد ادبی می کشد و دلایل موفقیت او را مشخص می کند !!! او دلایل موفقیت هدایت و علاقه مردم به کارهای او را استعداد ذاتی او میداند که باعث کشش در کار او می شود . سپس او  غم و بدبینی و سرخورده گی منعکس در آثار او را « عواطف ملی » ما می خواند و وجود این روحیه در ایرانی ها را دلیل موفقیت هدایت و جلب مخاطبان به آثار او ارزیابی می کند .

همچنین احسان  یارشاکر دلایل موفقیت او را : حوزه مشخص و محدود فضای داستان ها ، شخصیت پردازی و نقد اجتماعی در کار ها می داند و در مقایسه هدایت با جمالزاده او هدایت را مدرن تر ارزیابی می کند . ( روشن نیست که این نتیجه گیری به تنهایی صورت گرفته و یا دانشمندان دیگری نیز در این امر جانفشانی کرده اند !

 بی بی سی سپس وارد قسمت مورد علاقه تهیه کننده برنامه ، زندگی خصوصی هدایت ، می شود و در گام نخست عدم استقلال او را در زندگی به روشنی تصویر می کند : خواهر زاده هدایت ، جهانگیر هدایت در مصاحبه بااین برنامه می گوید : هدایت استقلال مالی نداشت ، در خانه ی پدری زندگی می کرد ، بیمار می شد ، لباسش کثیف می شد ، اتاقش را تمیز می کردند و غذایش مخصوص بود چون گیاه خوار بود . او از نظر زندگی روزمره به خانواده متکی بود . همنین او تاکید می کند «  صادق هدایت برای خودش گرفتاری می آفرید اما می دانست که خانواده پشتیبان اوست » و یکی از نوشته های هدایت را که به دلیل آن به تامینات احضار شده را مثال می آورد.

قسمت دوم برنامه به عادت کافه نشینی ! هدایت اختصاص دارد و بی بی سی این عادت را در نویسندگان دیگری چون ژان پل سارتر ، شاهد مثال می آورد !

سپس  دکتر تفضلی می گوید : او صریح و قاطع بود . بر صدر مجلس می نشست .

و از قول صادق چوبک نقل می شود : دور هدایت همیشه شلوغ بود و اوکه می رفت کافه خالی می شد

نیمی ازقسمت دوم برنامه به شوخ طبعی و یا بد اخمی هدایت اختصاص دارد

 قسمت سوم یک سره به نقش زن و روابط جنسی و همچنین کمی ! درباره اعتیاد اختصاص دارد

 گوینده ی بی بی سی با قاطعیت راوی بوف کور را خود هدایت می داند و دلایل اسن امر را به سادگی چنین عنوان می کند : چون هنگام نوشتن بوف کور جوان بوده و صد البته چون همه همین تصور را می کنند ! و بازچون با زن دیگری  رابطه ی جنسی نداشته ... او به هر حال مرد بوده ! و به زن کشش داشته و بارها عاشق شده بوده...

سپس نامه ی را از زنی به نام ترز سند می آورد که خطاب به هدایت نوشته شده  ... و ارزیابی می کند شاید دلیل خودکشی او ناکامی در عشق بود !

اما بلافاصله جهانگیر هدایت می گوید : اون تیپ مردی نبود که به خاطر عشق خودش را بکشد !!!

سپس گوینده ی برنامه  دیالوگهای داستان کاتیا را نقل می کند و نتیجه می گیرد  که هدایت منتظر بوده زنها به سوی او بیایند ، و به همین دلیل محرومیت جنسی می کشیده و تاثیرمنفی آن را بر داستانهای او می بینیم !!!

البته بعد از خاطرات برادرش نقل می شود که : برادرش هدایت او را تشویق می کرده که با خانمها همنشینی داشته باشد واو این کار را می کرده ...

سپس داستان دیگری روایت می شود مبنی بر اینکه کسی مامور شده هدایت را درباره ازدواج نکردن نصیحت کند و هدایت از او مهلتی برای جواب دادن می خواهد و بعد به جای پاسخ  دستمال خشکیده و کثیفی را می برد و می گوید این را به پدرم نشان بده و بگو نوه و نتیجه هایت اینجاست !!! و صد البته این هم به عنوان سند غیر قابل انکاری برای اثبات مشکلات جنسی او و خودارضایی او که در آخر همین قسمت از برنامه به آن پرداخته شده به کار می آید !!

 سپس باز نوبت به سخنان گهر بار جهانگیر خان هدایت « مسئول بنیاد هدایت » می رسد که ایشان از حافظه ی مبارک نقل می کنند که در جوانی خانمهای خوشگلی را که به اتاق هدایت می رفته اند و یکی دو ساعت می مانده اند را می دیده ،  چون مسئول بستن سگ درنده توی حیاط خانه ی پدری بوده ، وخاطر نشان می فرمایند :  از آنجا که خانم ها تغییراتی در سر و وضعش ایجاد می شد ، نشان می داد صادق خان با آنها رابطه داشته ...

 سپس دوباره گوینده برنامه از اینکه درباره استمناء و همجنس بازی و خانم بازی او صحبت های زیادی می شود ، حرف می زند و یک مصاحبه کوتاه هم می آورند که در نتیجه مشخص می شود  او همجنس باز نبوده « چون با حیا بوده و مرد حشری ای نبوده ، در ضمن خوش قیافه بوده  و مورد توجه خانم ها !!!

در پایان قسمت سوم از قول محمود هدایت  درباره ارتباط او با افراد ناباب و اینکه کانون خانواده خیلی گرم بوده و ادب رادر کانون گرم خانواده  به هدایت آموخته اند ، مطالب مستندی گفته می شود !

گوینده در پایان و برای حسن ختام و به دنبال اثبات رابطه ی او با افراد ناباب به اعتیاد او می پردازد و با صدای زیبای فریدون هویدا که دکترایشان را در سال 1324 گرفته اند  ، اثبات می کند که : هدایت معتاد بود چه توی ایران و چه زمانی که به برای آخرین بار به پاریس آمد و اینجا هم « جنس » به او می رساندند !!

 این خلاصه فهرست گونه ی برنامه ای بود که به صدمین سال تولد هدایت اختصاص داشته و قرار است برنامه ی چهارم درباره اعتیاد او باشد که امیدوارم ناتمام بماند ...

 

تصویری از نبودن صادق هدایت

پرسش اینست که آیا درباره غول داستان نویسی ایران ، آیا نمی شد مطالب دیگری را به شنوندگان ارائه کرد و ما همواره ناگزیریم مطالبی چنین سخیف و مهوع را درباره نویسندگان و هنرمندانمان شاهد باشیم و آیا اکنون و در هزاره سوم ، درباره هنرمندان سایر زبانها و کشور ها نیز چنین مطالبی به عنوان یادمان ارائه می شود ؟

حکومت های حاکم بر ایران همواره کوشیده اند با عوام فریبی و ارائه نظریاتی ! از این دست از هدایت و آثار او چهره دیگری نشان دهند و پایگاه او را در چشم مردم و خوانندگان فارسی زبان کاهش دهند و این بار نیزمانند همیشه  بی بی سی تصادفا از همین در وارد شده است !!!

آیا امکان این نبود که به جای مصاحبه با افرادی از قرن گذشته و درباره پایین تنه یک شخصیت فرهنگی ، مصاحبه هایی با منتقدین ادبی و هنری و درباره خصوصیات منحصر بفرد آثار هدایت تهیه شود ؟

هدایت در زمینه تحقیق ، در زمینه ی طنز ، در زمینه ی داستان نویسی و در زمینه ی نقد اجتماعی و فرهنگی و ادبی ، یکی از شخصیت های منحصر بفرد تاریخ ادبیات ماست . فرهنگ فرهنگستان او در همان زمان به تنهایی به نبرد با جمعیتی رفت که خود را زبانشناسان برجسته ی ایران می دانستند . طنز سیاه و منحصر به فرد او بنیان تازه ای در زبان فارسی ایجاد کرد . دیالوگ های شخصیت ها در داستانهای او شاید نخستین ثبت زبان محاوره ی معاصر با نویسنده است واو را می توان پیشگام دیالوگ نویسی واقعی در زبان فارسی دانست  مثلا علویه خانم او را می توان سندی برای درک زبان محاوره در روزگار او دانست . در حیطه داستان نویسی و کشف فرمهای تازه ی روایت او مسلما پدر داستان نویسی  مدرن فارسی ست . و در حیطه ی نگاه  ...

متون هدایت از پیچیده ترین و قابل تأویل ترین متون ادبیات داستانی ما هستند و شاید درباره آثار هیچ کس در زبان فارسی به اندازه هدایت ، نقد نوشته نشده باشد . حجم عظیمی کتاب درباره آثار او و در نقد آثار او نوشته شده است اما بی بی سی و اساتیدش تنها به یکی دو جمله اکتفا می کنند تا زودتر به قسمت های مورد علاقه شان برسند .

آیا نگاه هدایت به جهان صرفاً یک نگاه مایوس و ناامید و غمگین است ؟ آیا همه ی ایرانی ها به این دلیل از آثار او لذت می برند ؟ پس دلیل طرح او و ترجمه ی آثار به این همه زبان چه می تواند داشته باشد ؟ آیا دلیل شهرت کافکا نیز همین غم است ؟  این می تواند توهین به شعور خوانندگان او و جایگاه او باشد و هست . ساده انگاری و سهل انگاری نسبت به درک جهان هنر و ادبیات ، نتیجه ای جز این نخواهد داشت که افرادی که از دانش ادبی و هنری روز بی بهره اند که فراتر از آن بی سواد محسوب می شنود ، در رسانه ها به تهیه چنین برنامه هایی بپردازند و دیدگاه های صد سال پیش را منعکس کنند ، اما ای کاش همین کار را انجام می دادند ...

شاید کسانی باشند که بتوانند آثار هدایت را نقد کنند و نقاط مثبت و منفی آن را نشان دهند (  که البته این نیز امری نسبی ست و ممکن است تمام نظراتی که با هم مخالفند نیز درست باشند ) و شاید کسانی بتوانند با بررسی آثار او نشان دهند که او اصلا نویسنده خوبی نبوده ... این اصلا مورد بحث من نیست ، چند جمله کلی گویی که هر دانش آموز دبیرستانی می تواند بگوید و چند مورد استناد به متن که در تاریخ نقد ادبی بی نظیر است !!! و سپس تمام دانستنی ها در باره دود و دم و پایین تنه ی هدایت !!! این است که دل هر انسان و هر انسان منصفی را بدرد می آورد .پرداختن به زندگی خصوصی هر کس ، خصوصاً کسی که مرده است  و خصوصا اینکه هنرمند بوده وعمری را صرف نوشتن و رسیدن به جاودانگی کرده وسر آخر به جاودانگی پیوسته ، کاری زشت و بی ارزش است و اگر

 

هدایت در تابوت

اینچنین کوششی برای تخریب شخصیت هنرمند باشد ، جنایت است که اگر هدایت امروز زنده بود می توانست طرح شکایت کند  . البته این حضرات هرگز در زمان حیات او جرأت چنین جسارتی را نمی کردند و تازه اگر کسی چنین وقاحتی داشت که حتما هست ، تهیه چنین برنامه هایی با خلق و خوی مرده پرستی که در ما ایرانی ها هست ، هرگز جمع نمی شود !

من در صدد تقدیس هدایت نیستم اما در این مجال می خواستم بگویم اگر بجز پرداختن به زندگی خصوصی یک هنرمند توان بیشتری در شما نیست ، چرا ازچنین برنامه هایی چشم پوشی نمی کنید ؟

به شهادت همه ی آنها که در همین برنامه شکرفشانی کردند ، زندگی خصوصی هدایت « خیلی خصوصی » بود و او دوست نداشت دیگران درباره زندگی خصوصی اش چیزی بدانند ، و صد البته موقعیت هدایت در ادبیات فارسی به دلیل زندگی خصوصی او نیست که آثار اوست که او را چنین جاودانه کرده است .

هدایت بزرگتر از آنست که  چنین سودجویی هایی و پرداختن به زندگی خصوصی او از وزنش در چشم مردم ایران و فارسی زبان و حتی دیگر خوانندگان آثار او در دیگر زبانها ، بکاهد . این حقارت ها و وقاحت ها تنها نشان دهنده ی ماهیت این آدمها و این رسانه هاست .

رجاله هایی که هدایت همه ی عمر از آنها می نالید ، برای او بنیاد و موسسه تشکیل می دهند و اسرار زندگی خصوصی او را به وقیح ترین شکل ممکن دستاویز مطرح شدن خود قرار می دهند و این بر همه چون روز روشن است و بی بی سی نیز به جولانگان