Home شاعران شعر ایران شعر جهان مقالات language داستان کتاب الکترونیکی فیلم و صدا ویژه نامه ها

Independent poetry                                نخستین سایت تخصصی شعر ایران                                         www.maniha.com

 

گزارش انحطاط و تباهی انسان معاصر

 نگاهی به مجموعه داستان گزارش یک روز معمولی نوشته ی رضا شهرستانی

 

هومن عزیزی

 

 

چاپ اول ، 2003، سوئد

انتشارات ارزان

 

گزارش یک روزمعمولی ، گزارش پوسیدگی و انحطاط انسان معاصر است . گزارش روزی دلگیر و چشم هایی بارانی از انحطاط انسان و تباهی نسل هایی که در باغچه ی خشک خاطرات می پلکند و خود را با امید جوانه های بهاری درختی خشک ، فریب می دهند .

رضا شهرستانی در مجموعه داستان  گزارش یک روز معمولی نماینده ی تلقی تازه ای از داستان نویسی است . فراز و نشیب های کتاب خبر از جستجوی شهرستانی و بی تابی او در تجربه گری ست . او طیفی از فضا های رئالیستی تا  رئالیسم جادویی تا سورئالیستی و تا ... را در کارهایش در این مجموعه طی می کند بی آنکه مجموعه یکدستی خود را از دست دهد . حضور قدرتمند نویسنده یا راوی در متون که می تواند اشاره ای ناخوداگاه با پیشینه ی تاریخی و فرهنگی ایران باشد و مرثیه برای انحطاط  انسان همواره نخ تسبیحی برای این تجربه هاست .

شهرستانی به لحاظ نگاهش به داستان و به لحاظ نگاه به چیستی طرح شخصیت ها و در جزئی نگری اش فی نفسه نگاهی مدرن دارد ، هر چند او در فراز هایی از آثارش در این مجموعه به نقد جوامع مدرن و جنبه های مخرب و انسان کش آن پا به عرصه های پست مدرنیته می گذارد .

بی آنکه سعی داسته باشم تمام تجربه های این مجموعه را موفق جلوه دهم و یا برخی از آنها را کم اهمیت تر ، - هر چند بنا بر سلیقه ی شخصی من ممکن است برخی از داستان ها درخشانتر باشند و برخی بر عکس – اما این تجربه ها و زاویه نگاه به تجربه گرایی وجسارت در آزمودن فرم های تازه

نشان می دهد که او نسبت به ادبیات داستانی ایران و همنطور ادبیات جهان دانش کافی دارد . شاید بارز ترین مشخصه های زبانی و نگاه شهرستانی در این مجموعه فاصله گذاری شخصیت ها با خویشتنشان و اجزابدن شخصت ها – و البته راوی – و همینطور شخصیت بخشیدن به اشیاء ،است . او همچنین در توصیف رئالیستی فضای داستان ها – برخی از داستان ها – از دیالوگ نویسی رئالیستی پرهیز می کند و به این ترتیب با رئالیسم فاصله گذاری می کند که اغلب در همین کارهاست که ناگهان پدیده های فراواقعی خواننده را غافلگیر می کند . البته او در برخی از داستانها مانند بحران نشان می دهد که در دیالوگ نویسی رئالیستی نیز تبحر دارد و همین امر باعث می شود فاصله گذاری ای که پیشتر ذکر کردم ، پر رنگ تر به چشم بیاید . یکی دیگر از مشخصات کار شهرستانی – که در گزارش ها بیشتر مشهود است – نوشتن داستان در فرم گراش است که البته این کار در فضای زبانی فوق صورت می گیرد . گزارش یک روز معمولی نمونه ی خوبی برای این موضوع می تواند باشد :

داستان گزارش یک روز معمولی در فضایی نزدیک به رئالیسم جادویی ، گزارش گونه ایست از مراجعه به مطب یک پزشک ، اما در متنی که راوی آن می کوشد با تشزیح جزء به جزء فضا و موقعیت ها به آن رنگ رئالیسم بزند ، اتفاقات و اکت های فراواقعی مانند حضور مانکن پشت ویترین و در پایان داستان یکی شدن آن با منشی دکتر ، مجال واقعی طرح پاسخ و جستجو در متن را برای خواننده ایجاد می کند .

مرگ اندیشی شهرستانی و نگریستن به مرگ به مثابه پایان – و شاید فرصتی کوتاه پیش از پایان ، یعنی فرصت پیش از پوسیدگی جسد – مشخصه ی دیگری ست که نمی توان به سادگی از کنار آن گذشت . چندین داستان این مجموعه مانند : دخمه و یا  ... و این خبر خوبی نمی توانست باشد ، دقیقا روایت پوسیدگی جسد در گور و یا زیر آفتابند . در داستانهای دیگر هم نشانه های بسیاری از مرگ ، مانند : گور، تابوت و ... به چشم می خورند .

شهرستانی مانند هر نویسنده خوب دیگری سمبول های شخصی خود را می آفریند و از کلیشه ها پرهیز می کند . او نشانه های خود را از میان اشیاء و پدیده های ساده بر می گزیند و رنگی دلخواه خود را به آنها می زند . درخت ، باغچه ، چشم چپ ،  خار و ...

یک بوته ی خار و دیگر هیچ به اعتقاد من یکی از درخشان ترین آثار این مجموعه است . در این داستان که حکایت مهاجری ست تازه رسیده از شرق و بر خلاف دیگر مهاجران که عاشق زندگی در شهر های بزرگند ، در جستجوی شهری پر درخت ، یکی از درخشان ترین نگاه ها به پدیده مهاجرت در تمثیلی زیبا و شاعرانه و البته بسیار کوتاه اتفاق می افتد . تبدیل مهاجر به یک بوته ی خار خیره به جنگل شاید یکی از درخشان ترین و عمیق ترین نگاه ها به پدیده مهاجرت است . شهرستانی در این تمثیل بی آنکه سعی داشته باشد به تحلیل ریشه های این امر بنشیند ، مجالی گسترده برای تحلیل این موضوع به دست می دهد .

داستان های خرید یک رویا و بحران و ... داستانهایی رئالیستی هستند یا به نظر اینطور می رسند . این داستانها به خوبی نشان می دهند که شهرستانی زمینه ی ادبیات داستانی ایران را به خوبی می شناسد و بر روی این بیس ایستادن برای او کار ساده ایست و آنگاه است که ارزش تجربه گری های او بیش از پیش نمایان می شود .

برخی دیگر از داستانهای این مجموعه مانند رقص کولی در کافر قلعه ، شهر مدرن از پشت پنجره ی خاک گرفته ی خانه ی من و یا نیمه ی سوخته ی نارنگی ، به روشنی پا را از مشخصات ویژه ژانر داستان فراتر می گذارند و خود را به ژانرهای دیگری چون شعر نزدیک می کنند .

نباید این نکته را فراموش کرد که او در سایر داستانهای این مجموعه هم از شعر و عناصر شاعرانه بهره می می گیرد و توصیف ها و فضا سازی هایش با عناصری شاعرانه همخون اند ف اما در این داستانها ، داستان خود را به مثابه چیز دیگری عرضه می کند که ممکن است در ذهن هر مخاطبی داستان ارزیابی نشود . نمی خواهم معیار ها و مرز های داستان را تعریف کنم زیرا این معیار ها چنان نسبی اند که ارزیابی شان اگر غیر ممکن نباشد بسیار دشوار خواهد بود . منظورم تنها  نخستین تلقی خواننده پس از خوانش است که بر اساس سلیقه او و پس زمینه ی فکری اش از ژانر داستان – که آنهم تنها و تنها براساس  خوانده هایش شکل می گیرد – و تطبیق آن با متن حاضر ایجاد می شود .

در اینجا تنها می توانم چنانکه پیش از این تاکید کردم ، دوباره تاکید کنم که حضور این تجربه ها در کنار تجربه های دیگر نشان از تعمد شهرستانی در تجربه ی این فضا ها دارد و بر آن تاکیدی چند باره می گذارد .

یک گوشه ی تاریک و بال آبی داستانهای تلخی هستند که از ازدواج های پستی و پدیده های تلخ دیگرِ زاده مهاجرت می گویند . زخم هایی که پیکر بشریت و شهرستانی را به عنوان عضوی از آن می آزارند .

یکی دو داستان در این مجموعه  مانند : برای درخت توت مرثیه ای برای نسلهای بر باد رفته ی ایران است و آنچه که در آن سرزمین ویران شده و امید پوچی برای جوانه ای کوچک حتی بر شاخه های درخت پیر و خشک و نشانه ای از بهار ...  مرثیه ای تلخ و دردناک بر سقوط نسل ها و بر درخت تناوری که سوخته شد در اجاقی دور و دودش بر فراز ریشه های کهن اش به آسمان رفت ...

 

گزارش یک روز معمولی نشانه ی تولد و حضور قدرتمند دیگری در ادبیات داستانی ایران است .

حضوری زنده و تجربه گرا  که آثاری بیاد  ماندنی را نوید می دهد .

 

 هومن عزیزی                      

                                2004-04-02       

                      استکهلم


برای خواندن نسخه ی پی دی اف گزارش یک روز معمولی ایجا را کلیک کنید

برای خواندن یکی از داستان های این کتاب اینجا را کلیک کنید 

 

 

 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نقشه ی مانیها مواضع مانیها معرفی کتاب دریافت فونت درباره ما تماس با ما

Copyright ©2003-2004 All Rights Reserved for " maniha " The independent poetry' website