
خسرو کیان راد
سر گيجه
دو تا دستام توی
جيبه ، خنده هام يه جور فريبه
همه جا سرد ِ و
ُ تاريک ، اين خيابونم غريبه
پياده روای شهر
ُ ، توی شب سوت می زنم باز
داره تو مُخم می
کوبه ، نغمه های عاصی ِ ساز
ماشينا ميان ُ
می رن ، آدما توشون اسيرن
همه ترسم از اينه
که ، روياهام ُ زير بگيرن
هنوز از خودم می
پُرسم ، من کی ام ؟ اينجا چی ميخوام ؟
کاشکی راحتم
بذاره ، مزه ی تلخ ِ دياسپام
انگاری بُرجای
گنده ، دارن دنبالم می يوفتن
مث ِ اون
هيولاهايی ، که تو قصه ها می گفتن
هميشه يه ترس ِ
کهنه ، نمی ذارَتم بمونم
خيلی وقته که به
فکر ِ ، عبور از مرز ِ جنونم
تبعيدی
يه روزی پرت شديم
اين جا ، روی ِ سياره ای خالی
از رو وحشت بود
که ساختيم ، صورتک های خيالی
دنيا با دست ِ
من ُ تو ، اينجوری شد که می بينی
باز می خوای که
چش به راهه ، يه نفر منجی بشينی
حرفای ِ مفت تو
کتابا ، تا دلت بخواد زياده
نمی شه به حرفی
دل بست ، که پاهاش رو پوست ِ باده
من
که تبعيدی ام اين جا ، چرا بايد بگم آره
چرا
خم شم جلو اون که ، ماها رُ کرده آواره
از فرشته های
ترسو ، کسی حرف نزد جز ابليس
ما می
خوايم داد بزنيم که ، زندگی مون فاجعه نيس
شايد کيفر ِ
دونستن ، اين همه رنج ُ عذابه
اما توی ِ رگ
های ما ، رودی از خون ِ مذابه
فوران ِ خون
های سرخ ، دنيايی ديگه می سازه
دنيايی بدون ِ
بنده ، که توش هر کس بی نيازه
من
که تبعيدی ام اين جا ، چرا بايد بگم آره
چرا
خم شم جلو اون که ، ما ها رُ کرده آواره
دوره گرد
به صفحات ِ تاريخ ِ جهان
ضميمه شود !
گاهی سرخی ،
رنگِ ديوارای باستيل
گاهی تلخی ،
عينهو قهوه ی برزيل
يه بهاری تو
زمستونای مسکو
يه نسيمی تو
شبای گرم ِ کنگو
هميشه خوابِ يه
جنگل ُ می ديدی
که پُر از
درختای سبز ِ بلوطه
خوابِ تو ،
رويای اون مردميه که
خونه هاشون تو
دل ِ کوير ِ لوته
جای سرزمين ،
تو قلبت ، صاحب ِ يه دنيا دردی
رو تن ِ خسته
ی اين خاک ، تو يه عمر ِ دوره گردی
ميون ِ برگای
تاريخ ، هيشکی اسمت ُ نديده
اما توی هر
ترانَم ، اسم ِ تو نفس کشيده
تو صدای دختری
کبريت فروشی
زير ِ بارون ،
تو خيابونای لندن
شبُ روشن می
کنی با دستِ خالی
تو می مونی ،
سهم ِ تاريکيه مُردن
داغيه تَنِشون
ُ از تو می گيرن
ماسه های ساحل
ِ مديترانه
ساده و صميمی و
بی ادعايی
جنس ِ واژه های
ناب ِ اين ترانه
جای سرزمين ،
تو قلبت ، صاحبِ يه دنيا دردی
رو تن ِ خسته
ی اين خاک ، تو يه عمر ِ دوره گردی
ميون ِ برگای
تاريخ ، هيشکی اسمت ُ نديده
اما توی هر
ترانم ، اسم ِ تو نفس کشيده
|