![]() صفحه ی ترجمه های احمد سینا در مانیها
میر چا دینسکو marcea dinescu روما نی
marcea dinescu بسال 1999که در جشنواره ی شعر ما لمو دعوت داشتم با او آشنا شدم همچون مردی سر زنده با مو ها یی کو تاه .وقتی با او بیشتر صحبت کردم متو جه شدم که در دمکرا سی جدید رو مانی و بیداری مردم نقش بسزا یی داشت او از سال 1971تا کنون 7 دفتر شعر به چاپ رسا نده است .در رو مانی همه او را به نام خدای شعر می شنا سند و گرو هی از پژو هشگران ادبی او را هم ردیف شا عرانی چون Ionesco،Rimbaud،Byronمی بینند او بسیار کنا یه آمیز می نویسد اما خر دمندانه و زبر دستانه ،که گو شه ای زند گی انسان هم روزگار را نشان می دهد .
زندان ها را گشوده اند کسی اما بیرون نیا مد . جمعی خود را با آرزو ها یشان به دار کشید ند. دیگرانی در زیر دیوارها چال گشته ا ند دیگر ، امکانی برای آفرینش پر چم و کلیسا نیست .
جمعی شا نه با لا می اندا زند و دست می تکا نند دیگرانی اخم و تَخم می کنند و به پیشا نی می گیرند و دیگر ، آنکس که چشم به من دو خته است ، چشم به راه من نیست . درو نی از زندگی نیست . تا بش ها ،تمام ، کج گشته اند اشک چشم ، آب نیست چا قو است . چاقو .
|
|