![]() |
|||||
|
|||||
|
صفحه ی ویژه ی لیلا مشرق در مانیها
لیلا مشرق
ديدي.... ساده به بازي گرفتن هام برايت چه سودي دارد
روزي زبان به بازي مي فرسايي و روزي دندان به ريسمان مي بندي ..
مخروبه كدام آسمان خراش بوده اي؟ هنگامه پاييز كه دوست مي دارمت مخروبه كدام دست مي نشاني ام هنگامه پاييز كه دوست مي دارمت. 5/7/83 چه بي هوا سربي شدي رنگ بوسه هات كه خاكستري شد به اجبار نمي شد نگاهت داشت گذاشتم بروي گذاشتم خانه ام خراب باشد گذاشتم دستهام تاابد..
و گذاشتي م توي ويراني ها كه خانه ام بود و گذاشتي تابمانم گذاشتيم تا دست هام تنها باشد..
و روزي اگر برگشتي نشاني ام را خوب مي داني
حالا توبرگشته اي مي دانم نگاهم مي داري مثل پيراهن كه تنت... مثل آذوقه كه آتشت... و مثل پرستو كه آزادي و مثل نگاهت كه زندگي م......... 5/7/83 |
|||||
|
|
|||||