![]() |
|
|
![]()
داریوش مهبودی سه شعر از کتاب تازه منتشر شده ی از فندکم چهره شما می پرد بیرون
داریوش مهبودی
ترجمه ی جنایت و مکافات
کلمه ی مجنون ِ گورستان مثل ِ معمولا تا بوق ِ سگ بیدار و همبسترم – رادیو – وقت ِ زیادی برای خواب دیدن ندارد . و عبارت ِ امساک ِ دکه ی تن هم بیش از دو سه نخ سیگار حوصله ام را ... - د ِ کپه ی مرگتو بذار لعنتی !
جمله ی این سگ در اتاق صاحبخانه مثل غده ی سرطانی دوید حتا زوزه نکشید تنها ادامه ی خواب هایم را با خودش به گر برد . وزوز ِ شاعر ِ دیگری از رادیو طول موج های خوابم را آشفته تر می کند ؛ مثل این که کلمه ی آلن پو نیز نامه ای به معشوقه اش بنویسد : « ... آن ها بر سر تقسیم استخوان های من بالاخره به تفاهم رسیده اند ... »
- د ِ کپه ی مرگتو بذار لعنتی !
: چخه ! چخه ! سگ های رباخوار و ملعون ! پارس نکن پیرزن ! تو رو من نکشتم ... ببین اینجا نوشته ؛ وسواس ِ آلت ِ قتاله ؛ آلت ِ شنیع بر کلمه ی آلت شنیع افتادم خوب شد که رادیو چشم نداشت که گوید پس خجالت هم نکشید و گفت : « او با مرده ها سر و سری دارد ... » : چخه !.... چخه !.... از خواب مدتی ست که در اعترافات ِ رادیو پریده ام ؛
: به خدا راست می گویم ! آن وقت ترجمه های شبانه ام پاره پاره و از کلمه ی تبر هیچ خبری نبود ...
- دادستان کلمه ی مقتول را به جایگاه ِ شهود می خواند . : چخه !.... چخه !.... یکی این رادیو را خاموش کند ! 5/8/78
مرثیه برای شاهپور بنیاد
صبور باشید واژگان برگشت خورده از سرد خانه ! ( این جمله بنفش در کیسه یخ زده ...
- بیدارش کنید وقت برای دست و رو شستن دارد او باید در زخم کتف چپش گل میخک بکارد ادکلن بزند ریش بتراشد دخترانش را بوسه ای غذا بدهد پشت سر تابوت با ما شروه بخواند : - از این طرف آقا ! ( در کیسه ای نایلونی ...
او ما را به صرف خاطره و خنده و شیرینی ... - نه ! تو نیستی و مهماندار تکه های چهره ات را از روی میز پاک کرده است .
صبور باشید ! واژگان برگشت خورده از اداره ماتم ! ( ... و / من / خواب / نبودم / ... / بنفشه / دمید ... بر نامه ی خاک
سنگ صبور تمبری چاپ شده بر علف سر گشاده
نماینده محترم مجلس !
|
|
|