|
نوربخش
د لم برای ِ موهای ِ خواهرام ِفر خورده ا ست،
که نوا زش ام را شانه می کرد
برای پیشانی ِ تب دار ِ در خوابم،
که مادرم می بوسید
برای چشمهای بابا یم،
که از لای ِ خطهای کتاب به پشت سرم لایی می رفت
برای تمام آدمهایی که هنوز نمی شناسم و خاطرشان را هنوز لالایی می دهم
برای جاهایی که قلبم هوا می خورد، دستم میلرزد
و نگاهم نشسته بر خاکشان سیگار می کشد
دلم برای موهای ِ خواهرم کچل ام می کند، بعد لَک می خورد
تا مامانم دستمالهای ِ اشک آلودِ فینی را از جیبهایش در آورد،
تا در ماشین ِ لباسشویی ِ دستهایش( که باهم دعوا میکردند) چنگ بخورد
دلم درد می کند که مامان نازش را ِکشد
و آه که دلم غش می رود وقتی که یادِ تو دوباره به هوش
می آید.
|