[ خانه ] [ پدیدآورندگان ] [ شعر ایران ] [ شعر جهان ] [ مقالات ] [ language ] [ داستان ] [ کتاب الکترونیکی ] [ فیلم و صدا ] [ ویژه نامه ها ]

Independent poetry                                نخستین سایت تخصصی شعر ایران                                         www.maniha.com

8

مهر

1384  

محمّد رضايي روشن

آرامش سبز

 

از آن روز بود

که لحظه ها بکارت خود را از دست دادند

و تلخ نوشته های روی دیوار

مسمومیت زودگذر اذهان را

در خود نگاه نداشتند

و سایه ها تکرار یک شعار را

فریاد زدند...

 

آسمان ابری نداشت

و هیچ کس نمی دانست که آبی اش

چیزی جز یک دروغ نبود

اتاق را عطر سیگار فرا گرفته

و آن اشکال آشنا

در قاب سحرآمیز و پر نقش و نگار تاریخی

بر روی دیوار سبز رنگ

با وحشت سرودِ سردِ سکوت را

فریاد می زدند

و جهان بهت زده از صدایی خسته

شاد می نگریست.

 

آنجا

در دوردست ها

شاید هنوز مردی که تنهایی را زمزمه می کرد

در انحصار مغزهای له شده

از زنان و مردانِ خالی از احساس

ایستاده باشد

همانجا که باید

 سال ها از پشت پنجره به انتظار نشست

تا دو گنجشک

در کنار درخت خشکیده از آب و آفتاب

خاک بازی کنند.

 

شاید که از تورم افکار پوچ بود

که به انفجار تنهایی رسید

و وحشت زده از اتاقکی سرد و تاریک می نالید

او نمی دانست

که واژه ها وجود خود را

به دست سایه های خاکستری سپرده

و رهگذرانی که سکوت را زمزمه می کردند

هجای خونین دروغ را در دل هاشان دفن کرده اند.

 

انگار چشمانش

طعمِ این سکوت سفید را

چشیده بود

و انتظار روزنه را که نور غریبی داشت

می کشید

شاید!

و شاید آن آرامشِ سبزِ از دست رفته

که دل ها را گرم می کرد

هنوز زنده و امیدوار

در جایی پشت پنجره

در انتظارِ حضورِ گمشده یک ناشناس باشد...

شاید! 

                                                         پنجشنبه12/8/1384


شعرهای پیشین محمد رضایی روشن در مانیها

من

 

تنهايي

زني است تكيه داده بر ديوار

نگاهش به دري نيمه بازْ

كه زماني گشوده شد.

فرياد

خشمِ دلتنگي و تنهايي است

در زمين لرزه اي لبريز از گناهانم.

سكوت

حسِّ شيرينِ كرخ كننده در گنگيِ يك مفهومْ

بعد از فرياد.

و زندگي براي من

يك اتاق غرق در باغ

يك ميز خيس از اشك

يك قاب براي دختركي خوش صدا

و يك ساعت كه هرگز باز نمي ايستد.

 

اينجا سوزني هست

كه فريادم را گم كرده

از سينه ام گذشته

و به نرمي سكوت

بر روي تخته اي چوبي

 فرو رفته است

 

من جا مانده ام

از بي شمار پروانه هاي آزاد

در باغ خيالي اتاقم.

 

 
ویلاگ مانیها درباره ی مانیها مواضع مانیها ارسال آثار تماس با مانیها جستجوی مولفان دریافت فونت معرفی کتاب پیوندها آرشیوها
Copyright ©2003-2005 All Rights Reserved for " maniha " The independent poetry' website