|
صفحه ی ترجمه های احمد سینا در مانیها
Anna
Roseti
آنا روزتی
ترجمه ی
احمد سینا
شاعري كه جان تازه اي به پيكر شعر و ادبيات كشورش بخشيد او مي گويد: من خود
بازيگر نوشته هايم مي شوم. در اشعار آنا ، بازتابي از تاريخ و فرهنگ ِ گذشته ي
اسپانياي سيطره خورده ي سالياني چند از اعراب و برگشته به كاتوليسم ديده مي
شود.
نظم و بي نظمي ، نا آگاهي و خرد تركيب هاي جالبي در كارهاي او آفريد اند مجموعه
هاي پرهاي اسپانيا و خنده هاي راست نگاههاي بيشتري را متوجه ي او ساختند.
سدره ي سپيد
وراي هرگز وُ
بيشتر
بهار هم ديگر فريبم نمي دهد.
به زنبق ِ سپيد دعايي مي خوانم و فوت مي كنم ؛
بد گماني .
به زنبق ِ سپيد
كه به نوار ِ برّاق ِمقواي آجيده
در ته ي كتاب هاي دعاهاي قديمي مي مانَد
و به پاكي ي كفن ِ كودكي
كه به چشمان ِ فرشته سان ِ دختران
بي هيچ رغبتي نشان مي دهيم
همينائوس هرگز
آموزگار ِ پُخته اي نيافت
كه پيشاپيش
در زير ِ سلطه ي شب ،
به اتاقش رفته باشد
و خود را
با ضربه هاي سفت يك چكش
به رؤيائي در مغز
كوبيده باشد ، تا
مريم ِ باكره را بيدار كند.
ديگر بهار هم فريبم نمي دهد.
|