|
غلامرضا صراف شعر گفتار
» ایرانیان حافظه تاریخی ندارند » . این سخن را قطعا همگی شنیده ایم . اما این ویژگی همانند سایر پدیده هایی که « درونی » هر ایرانی شده و جزو ذات او به شمار می رود تنها منحصر به عوام نیست . بلکه خواص وروشنفکران و از آن جمله تاریخ نویسان ما هم دچار ضعف یا فقدان حافظه تاریخی هستند . به عنوان مثال شاعر و منتقد محترم ، جناب آقای علی باباچاهی در کتاب مفصل و مهمش » گزاره های منفرد« دو- سه فصل را با عناوین « مقدمه ای بر شعر گفتاری » « گرایش های گفتاری در شعر جوان » و«شعرگفتاری متعارف و غیرمتعارف » به بررسی مقوله ای به نام شعر گفتار اختصاص می دهد بی آنکه نامی از تندر کیا بیاورد که اول بار او بود که گفتار را به صورت مدرن وارد شعر امروز کرد و حتی تا امروز شاعرانی نظیر رضا براهنی و اعضای کارگاهش از تاثیر شعر او برکنار نبوده اند حتی اگر خود به آن واقف نباشند یا اقرار نداشته باشند . این نکته را اول بار آقای یدالله رویایی شاعر و منتقد توانای معاصر ، در مقاله ای به نام « موخره ای بر آینده شعر فارسی » ( مجله کارنامه ، شماره 21 ، چاپ تهران ) گشود و نام این شاعران را شاعران کیایی گذاشت . رویایی پیشترها در شماره 4 نشریه بررسی کتاب ( شهریور 50 ) در بیانیه شعر حجم گفته بود : « اگر کار شعر فقط گفتن باشد در تاریخ ادبیات ، انبوه شاعر داریم . اگر کار شعر هیجان آنچه برای گفتن داریم و خلق طرز بیان آن هیجان باشد تا زمان نیما فقط حافظ و مولوی را داریم . اگر کار شعر دیگر گفتن چیزی نباشد ولی ساختن یک قطعه باشد تا زمان نیما و کیا شاعر نداریم .»
و
رویایی سی سال بعد نوشت :
خسته شدم تف تف عجب زندگانی سگی ورویایی در ادامه می افزاید : »ما نباید زبان گفتار را با ساده گویی اشتباه کنیم . این دو با هم فرق میکنند » . یعنی لازم و ملزوم هم نیستند . حجم گرایان دهه چهل در تجربه های زبانی شان ... با زبان محاوره رفتارهای مختلف داشتند . » و ثمره شعر گفتار کیا را در دهه چهل در شعر شاعران حجم به بار نشستنه می بیند :
الامان
، الامان ! آی سرجوخه کارنامه شماره 21 ( رویایی این تکه از شعر اردبیلی را از روی حافظه نقل کرده . صورت درست آن الامان ای جوخه است . ) بیژن الهی هم یکی از شاعرانی است که شیوه تندر کیا بر نثر و شعر او اثر گذاشته است و خود به این موضوع اعتراف کرده است . او در موخره کتاب ساحت جوانی « اشعار هانری میشو/ ترجمه بیژن الهی » می نویسد : « برداشت من از زبان ، در این دفتر ، و نیز ، از دیدگاهی متفاوت ، در کاوافی ( منظور ترجمه اشعار کاوافی به قلم الهی است – نگارنده ) و پیش از این دو در دفتری از شعرهای خودم – تا حدی و به نحوی شخصی ناظر است برخانده هایم از متن های نثری ی آقای تندر کیا . این اشاره ی کوچک باید در حکم گونه ای بزرگداشت تلقی شود ساحت جوانی ، صفحه 141) .»( بیژن الهی در اشعاری که در مجله تماشا چاپ می کند نوع خالص آن گونه شعری را تجربه می کند که امروزه به نام شعر گفتار می شناسیم و نمایندگانی برای آن سراغ داریم . این نوع شعر تاثیر به سزایی بر شعر دهه هفتاد می گذارد .
... محمدعلی سپانلو ، چاپ اول 1378 ، نشر قطره ، ص 979 هزار و یک شعر به نقل از حافظه تاریخی معیوب در کنار جریان نقد ساده نگر تا آنجا پیش می رود که چنین اظهار نظر می کند:
الحق از شان فرهنگی...« دور وبری های آقای رویایی که بعضی هاشان – در مثل بیژن الهی و « » چشم گیری هم برخورداربودند ، کدام قله ، کدام اوج را ؟ بحران شعر و راه برون رفت از آن / علی باباچاهی/ فرهنگ توسعه شماره 49/ صفحه 7
به نقل از وبلاگ رقصنده با کلمات – مرتضی نادری
|