خانه پدیدآورندگان شعر ایران شعر جهان مقالات language داستان کتاب الکترونیکی فیلم و صدا ویژه نامه ها

Independent poetry                                نخستین سایت تخصصی شعر ایران                                         www.maniha.com
8 آبان 1383  

نگاهی به رمان« شب کولی مست» نوشته ناصر همرنگ

مظاهر شهامت

 

 

« ما را کجکی روی زین نشونده اند »

رمان 252 صفحه ایی « شب کولی مست » دومین رمان ناصر همرنگ پس از رمان میرنوروزی است. قبل از هرچیز موضوع رمان است که متورم شده و در همان نگاه اول به چشم می زند.دختری روستایی قبل از انقلاب و پس از وقوع حوادث بسیار عاطفی و خانوادگی ، وقتی زیبایی آفتابگونش ، او را به شخصیت احساسی ای درونی اش رهنمون می کند ، پس از کش و قوس های روانی زیاد ، با پسر فرماندار وقت که برای کاری ( احتمالا جستجوی معدن یا اشیاء عتیقه ) در ده حضور دارد ، آشنا شده و در اثر غلبه مفاهیم و مناظر تازه ایی که از حضور او رخ می نماید ، خود را در اختیار او می گذارد.پس از ترک پسر فرماندار که در یک موقعیت کاملا احساسی شماره تلفن خود را به او داده ، پروین که قرار بوده برای پنهان کردن زیبایی خود ، هر روز مقداری خاک بر صورت بمالد ، در پی گم کرده اش ، از روستا گریخته و به سوی شهر روان می شود تا تمدید داستان را ممکن سازد. وقتی پس از تلاش زیاد موفق به دیدن او نمی شود و ناگهان در خیابان ، شاهد عروسی اوست ، در اوج بی پناهی و یاس و دربدری ، بوسیله کسی به نام سرخوش به قلعه ( خانه عشاق ) برده شده و روسپی گری را آغاز می کند. مدتها بعد ، زمانیکه او با دردانه که شخصیتی کاملا نامتعارف ذهنی و جسمی دارد و اسیر اوهام همیشه مجسم در گاه به گاه است ، وقت به وقت غش می کند و حضور سه خواهر پری در ذهن اوست و از آنان می گریزد بی که بتواند ، آشنا شده و قرار می شود زن او شود ، از قلعه گریخته ، می خواهد از شخصیت روسپی به شخصیت یک زن خانه دار تبدیل شود ، انقلاب شروع می شود . انقلاب همه چیز را به هم می ریزد ، یا لااقل در اوایل چنین به نظر می رسد . قوانین عوض می شود ، چهره های قدیمی جای خود را به چهره های جدید می دهند . اما زندگی خیلی زود چنان با قوانین از پیش تعیین کرده خود پیش می رود که درمی یابیم هیچ چیز عوض نشده بلکه فقط صورتهای قبلی آن آرایش خود را تغییر داده اند . روسپی گری هم از قوانین و علل قبلی خود متابعت کرده و این بار مخفی و ریاکارانه ، کار خود را پیش می برد. مشتری ها همان مشتری های قبلی هستند یا لااقل از قماش آنها به اضافه آنانکه تازه رسیده اند.

اوهام دردانه روزبه روز متراکمتر و پرحضورتر شده و بالاخره او را با مرگ می رباید و همه تلاش های پروین برای نجات او هم بی نتیجه می شود. بالاخره او در حالیکه ظاهر بسیار شاد رفتارش نشان نمی دهد ، مایوس از ادامه حیات ، قایقی را کرایه کرده تا وسط دریا می راند. آنجا کف آن را با تیشه سوراخ می کند و غرق می شود . لابد وحتما آخرین آواز های او را  همه اهالی شهر از میان بادبان های سفید چند ساعت پیش خاطره خود می شنوند . پروین را همه به یاد دارند . چرا که زیبایی افسونگرانه اش همین را می طلبیده است.

انتخاب موضوع اگرچه با توجه به موقعیت اجتماعی ما جسورانه است  اما موضع جانبدارانه اش ، ممکن است از جدی بودن متن در خلق یک اثر هنری بکاهد . لیکن و برای نجات از این مخمصه ، عناصر برسازنده رمان نویسی گرد آمده ، از این فاجعه جلوگیری کرده اند.

بهتر می دانم در باره انتخاب چنین موضوعاتی ، همین جا توضیحی بدهم . همانطور که بارها وبار مقالات زیادی در این باره نوشته شده ، ادبیات شعر و داستانی ما زمانی به شدت سیاست زده بوده است . این بیماری می بایست به علاج خود می اندیشید و دست می یازید  که یازید. اما از بیماری دور نشد که به سلامتی برسد . بلکه به نظر من ، با پیشه کردن « سیاست گریزی» افراطی به نوعی دیگر از بیماری مبتلا شد. حاصل اینکه آثاری به وجود آمدند  در آنها گویی نه نویسنده و نه شخصیت ها در جهانی که ما را احاطه کرده ، زندگی نکرده بودند. تنها عنصر آشنا زبان ( آن هم یک زبان ترجمه شونده پیام رسان ) بود که جز بیگانگی را تصویر نمی کرد. من نمی دانم این ، چگونه و چرا اتفق افتاد. آیا از ترس ذاتی ادبیات بود که همیشه در اوضاع بحرانی ، تا فرصتی دیگر هوایی است یا از ترسی که به هر دلیل از این جهت دامنگیر عاملان آن شده بود که آنها را از وظیفه کلام عیان برحذر می کرد؟ یا مثلا از دهشتی بود که نتیجه مشابه همه تجارب گذشته در سرانجام خلاقیت ، پندی به سکوت داده بود ؟ شاید هم از گریزی بود که به ناچار ، پیرامون متضاد با حقانیت نویسنده ، به او ایجاد و ایجاب کرده بود. هرچه بود وهست ،نتیجه اش بروز بیگانگی متون بود با حافظه تاریخدار مخاطب و خواننده . وبه نظر من ، لااقل یکی از دلایل قطع ارتباط آثار با خواننده های خود است. به نظر می رسد در سالهای اخیر نوعی بازگشت ، خصوصا در حوزه ادبیات داستانی شروع شده که با تعبیر و تفسیر جدید از مفهوم سیاست ، آن را دوباره وارد حوزه و محدوده کار خود می کند.مخصوصا اگر به یاد داشته باشیم که بعضی از زیرساخت های مناسبات اجتماعی و فرهنگی ما طوری است که سیاست به غلط ادعای تغییر آنها را داشته و اکنون خود نیز مثل یک عاجز وشکست خورده ، در کنار ادبیات می ایستد. این بازگشت می تواند مبارک بوده ، افقی جدید برای نوشتن را پدیدار کند. شب کولی مست هم این را فهمیده و با اطلاع از ناتوانی سیاست در قبال صلابت بسیاری از پدیده های اجتماعی  ، روی به انتخاب چنان موضوعی آورده است . اما با این دقت که صرف تصویر کردن چنین موضوعاتی ، نمی تواند یک اثر هنری را بوجود آورد. پس جهان نوشتن و رمان به یاری آمده و آن را در خود و با خود تحلیل کرده اند . جهان نوشتن یا رمان هم که یک سری قوانین مکشوف و ثابت نیست بتوان از آن به عنوان قالب اندیشه و احساس و تخیل استفاده کرد . بلکه نوعی از شبکه پیچیده رفتاری نویسنده است که آن را در حضور متن ، موجودیت می دهد.

همرنگ توانسته با درک این موقعیت ، یک موضوع اجتماعی ( طبعا در شرایط ما عینا سیاسی ) را از پیکره پیرامون انتخاب و آن را تبدیل به یک رمان کند. و البته با ضعف وقوت هایی مانند آثار ی مشابه در چند سال اخیر .

جانبداری لحن رمان با زیرکی و ظرافت نه چندان آشکار ، از سوی نویسنده دور شده ، با حفظ اصالت ، از زبان راویان متعدد و پرسوناژهای متفاوت پیگیری می شود.  به این ترتیب آنها در عین حال محکومیت به دوش کشیدن یک اتهام احتمالی را هم پذیرفته اند . سرنوشتی که داستانی شدن بر آنها تحمیل کرده است و گریزی هم از آن باقی بنمانده است .

رمان در موقعیت آفرینی برای راویان خود که در عین حال شخصیت های آن هم هستند ( چنانکه نویسنده هم ) بسیار موفق عمل کرده . موقعیت آفرینی های پی در پی بی که به عین واقعیت لطمه ایی بزند ، آن را باورنکردنی کند یا درازگویی را پدید آورد به حجمی شدن متن و بروز هرچه بیشتر تلالوء هاله مندی اش انجامیده است . در چنین حالتی هر پاراگراف و حتی جمله ایی ، از قابلیت معنایی و فرم افزونتر و پنهانی برخوردار می شود که در سکوت بی تظاهر خواننده ظاهر شده و نقش خود را ایفاء می کند . به این ترتیب متن به باز تولید اندام های خود رسیده ، آنها را در پیکره هردم گسترده خود پیش می راند. وقتی تعدد راویان را هم در چنین احوالی به یاد بیاوریم ، خطی نامعلوم اما به شدت قابل احساسی را درخواهیم یافت که با وجود تفاوت و حتی تناقض و تضادهای عناصر مختلف ، توانسته است متن را در روایت ، همچنان از پاشیدگی دور نگه دارد. در عین حال از بروز بیگانگی و بی خبری در میان راویان هم جلوگیری شده است . طوریکه حتی راویانی که به لحاظ موقعیت های اجتماعی – سیاسی باید در برابر هم بوده  و دشمنانه با هم بوده باشند ، گویی برای حفظ فضای رمان و موجودیت آن و نیز شیوه رفتاری حاکم بر آن ، در فضایی تقدیرگون پذیرفته اند تنها وتنها به دلیل و خاطر نقش های خود حضور داشته ، تمامی مبادلات خود را ( به شکلی که در واقع می باید ) به بیرون از حیات رمان منتقل نمایند. بنابراین در عین حال موجودات صبوری هم هستند تا به سرانجام رمان و لحظه خروج از آن .

موقعیت آفرینی پرسوناژها برای خود و دیگران با این همه ، در سیر زمان نیز موثر بوده است. به این ترتیب که اولا روایت حوادث به جهت قطع بیانی راویان از ترتیب خطی زمان خارج و در هم تنیده شده اند : حادثه ایی را که انتظار داشته ایم بعد دیگری باشد پیشتر شنیده ایم ، آن را که شنیده ایم باز هم خواهیم شنید ، آنرا که انتظار می رفت فراموش کرده باشیم دوباره به یاد خواهیم آورد و الخ . ثانیا تغییر فضاها به دلیل تغییر روایت ، زمان را دچار تمام نشدگی کرده . نتیجه اینکه اگرچه ظاهرا با یک زمان خطی در اتفاقات روبرو هستیم اما در واقع اتفاق مشروح آنرا به قدری فشرده که تبدیل به نقطه ایی از زمان – درست حتی با حفظ مفهوم مکانیت نقطه – کرده است . همه اتفاقات ، احساسات ، آرزو و حتی ندامت در نقطه ایی ناکجاآباد یک زمان نامعلوم داستانی . عملکردی اینگونه منجر به آشنایی زدایی از کل ساختمان رمان شده ، آن را به سان خاطره ایی جلوه می دهد که به قول میلان کوندرا چنان یادآوری می کند که فراموشی است . خاطره ایی است که یک لحظه به یاد می آید و بسیار آشنا و بعد پس می نشیند و پس می نشیند تا از ادراک و احساس خارج شود و محو. به این شکل نتیجه گیری و قضاوت آسان از خواننده دور شده ، امکان باز و دیگر خوانی و دانی در او میسر خواهد شد.

فضاسازی های شب کولی مست لایتناهی نیست و گم و گمراه کننده. اما گسترده و دلنشین است . در عین ظاهر عادی و روزمره ، می تواند خلوت با خواننده را هم ایجاد کند . مثل آب زیرکاه ، از نزدیک دور می شود و خواننده اش را تا دست نارس در پی می کشد . همنشینی واقعیت و سوررئال ، تصاویری که از نگاه زمان تعلیقی گذشته، حال و آینده حاصل شده اند، امکنه ایی که وضعیت خود را در لحن روایت آرام آرام از دست می دهند ، شخصیت هایی که با وجود صلابت رفتاری در فضای گنگی عقب نشسته و بیرون می روند ، همه وهمه ، با هم در فضاسازی رمان اشتراک دخالت داشته اند :وقتی انسی شوهر نوجوانش را بالاخره در آب خفه می کند ، پیرمرد از راه می رسد . از استرش پیاده شده می گوید حالا تا می تونی بدو پیش از آنکه دست این جماعت بهت برسه . و در همانحال راه افق های دور را نشان می دهد .- پدر پروین که گرفتار اوهام همیشه حاضرش است می میرد. گلخنده خواهر پروین از او می خواهد به اتاق بالایی بروند، گیس های بافته شان را به همدیگر گره زنند و با هم مویه کنند. – دردانه از بچه گی مجبور به ملاقات گاه گاهی سه خواهر پری است .از او می خواهند آنها را به زنی بگیرد و چون او امتناع می کند چنان اذیتش می کنند غش می کند و ساعتها آزارشان را تحمل می کند . – روسپی ها را سر تراشیده ، شلاق می زنند و آب توبه بر سرشان می ریزند. – وقتی قاضی با علم به حقیقت مجبور می شود حکم عجیبی را علیه پروین صادر کند سالها بعد می گوید :« یک فاحشه محکوم بودن راحت تر از یک قاضی بی غرض و مرض بودن است » .- ...

همرنگ در این رمان راویان را آزاد گذاشته تا با استفاده از تکه های ترانه های رایج گذشته که اکنون به شدت به نوعی نوستالژی آلوده اند ، فضایی صمیمی و قرابت را با خواننده ها بوجود آورند . نیز در استفاده از اصطلاحات و ضرب المثل ها که همچنان هدایت شده و هدفمند هم رخ نموده اند .

در تمامی کارکردهای عناصر رمان ، سطوحی از سبکی و سنگینی به موازات هم پیش رفته اند . کاری اینگونه ، البته در انخاب همزمان طیف های گوناگون خواننده و خواننده با قابلیت دگرگون شونده موفق است . یعنی اثری برای سرگرمی و تعمق ، یک یک یا توامان.

رمان جابه جا ضعف هایی هم داشته که باعث سکته های گاهگاهی در آن شده . گاهی اصطلاحات و ضرب المثل هایی به کار برده شده اند که در زبان مادری نویسنده دارای معانی و فضای خاصی هستند اما در ترجمه مستقیم به فارسی آنها زایل می شود . یا از اصطلاحاتی در فارسی استفاده شده که با منظور نویسنده و داستان همخوانی ندارد . بعضی از آنها از زبان ترکی به فارسی اشتباه ترجه شده اند . حضور پررنگ نویسنده در قسمت هایی به روند نرم و یکدست لحن لطمه زده است . بعضی توصیف ها و ارائه معانی و مفاهیم از موضع روشنفکرانه بوده تا از موضع نویسنده یا داستان. واقعگرایی مقدرانه بعضی سطور یا پاراگراف ، روایتی از نوعی دیگر از روایت ضروری رمان داشته است .

اما به هر حال شب کولی مست یک رمان خواندنی است. حتی اگر فراموش کنیم راویان، زبان حال قشری از زنان منکوب شده مدرنیته را با مویه نجوا می کنند و این متفاوت است با زبان پرخاشگرانه بعضی از متون فیمینیستی.

مظاهرشهامت

Shahamat729@yahoo.com

www.donyamedia.de

تلفن : 04515511008

شماره صندوق پستی :

اردبیل – مظاهرشهامت- 56135-793  

 

 
ویلاگ مانیها درباره ی مانیها مواضع مانیها ارسال آثار تماس با مانیها جستجوی مولفان دریافت فونت معرفی کتاب پیوندها آرشیوها
Copyright ©2003-2004 All Rights Reserved for " maniha " The independent poetry' website